دلالت عقليه است كه در شرح اصول فقه ، جلد اول ، تقسيم سوم تقسيمات واجب بيان شده است .
وجه تسميه : چون دلالت لفظ بر جزء معنى در ضمن دلالت بر كلّ است اين دلالت را تضمنى گويند . ضمنا به همين دليل اين دلالت فرع بر دلالت مطابقيه است .
دلالت التزاميه : دلالت لفظ بر معنايى كه خارج از موضوعله مىباشد و لكن لازم لا ينفك آن معنى است دلالت التزاميه نام دارد . مانند دلالت سقف بر ديوار چون سقف بدون ديوار و ستون ممكن نيست ، دلالت دوات و مركب بر قلم چون كتابت بدون قلم و كاغذ ميسور نيست . از اينرو اگر مولايى به عبدش بگويد : برايم دواتى بياور و اسمى از كاغذ و قلم نبرد و عبد با علم به اينكه نزد مولى قلم و كاغذى نيست تنها به آوردن دوات قناعت كند مولى حق دارد بر او عتاب كند و اگر عبد عذر آورد كه شما فقط مركب از من خواستيد نه قلم ، مولى مىگويد : دوات لازم لاينفك مقصود من است و نيازى به گفتن ندارد و مانند دلالت اسد بر شجاعت و حاتم بر جود و رستم بر پهلوانى و فردوسى بر شاهنامه .
با قيد « خارج موضوعله » دلالت تضمنى خارج مىشود چون دلالت لفظ بر داخل موضوعله است و با قيد اينكه « آن معناى خارجى ، لازم موضوعله باشد » از معانى فراوانى كه از موضوعله لفظى ، خارج ولى لازمهء او هم نيستند احتراز جست مثلا ما از شنيدن انسان به معناى آسمان ، دريا منتقل نمىشويم چون ملازمهاى نيست .
تشبيه : دلالت التزاميه مانند دو رفيقى كه هركدام از ذات و ماهيت ديگرى بيرون ولى ملازم ركاب هم هستند مانند سلطان و مشاور او مثلا .
وجه تسميه : اين دلالت را التزاميه گويند بدانجهت كه بر خارج لازم دلالت دارد .
دلالت التزاميه فرع دلالت مطابقى است چون دلالت لفظ بر خارج لازم پس از دلالت لفظ بر خود معناى موضوعله است و تا چنين معنايى نباشد خارج لازمى نيست .
دلالت التزاميه دو شرط دارد :
1 . ميان معناى مطابقى لفظ با معناى خارج لازمش ، تلازم ذهنى باشد .
بيان ذلك : لازم در تقسيمى سه قسم مىشود :
الف : لازم وجود خارجى يعنى وقتى در خارج اين ملزوم يافت شد آن لازم را هم دارد مثل نار و حرارت ، شمس و روشنايى .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٨٨