ج : ممكن است خطاى در تطبيق داشته باشند كه كبراى كلّى را نبايد در فلان مورد پياده مىكردند ، ولى اشتباها پياده كرده و چنين خطايى را به بار آوردهاند .
حال اينها و امثال آن سبب انحراف و كژى از حقّ مىگردد .
2 . تعريف علم منطق
پس از اينكه با فائده علم منطق و احتياج ما به آن آشنا شديم و دانستيم كه منطق در بخش تصوّرات ، روش صحيح تعريف كردن و در بخش تصديقات ، روش صحيح استدلال كردن را به ما مىآموزد ، اينك با تعريف علم منطق آشنا مىشويم .
منطقيان مشهور از روزگار قديم در تعريف منطق گفتهاند : « المنطق آلة قانونية تعصم مراعاتها الذهن عن الخطا في الفكر » .
در اين تعريف چهار نكته وجود دارد كه به ترتيب بايد بررسى شوند :
الف : كلمهء آلة اشاره به اين است كه منطق از علوم و دانشهاى آلى است .
بيان مطلب : دانشمندان براى علوم مدوّن ، تقسيماتى ذكر فرمودهاند كه يكى از آن تقسيمات در اينجا ذكر مىشود : علوم دوگونهاند :
1 . علوم اصلى يا اصالى .
2 . علوم آلى يا مقدّمى .
علوم اصالى عبارتند از : دانشهايى كه مقصود بالاصالة و مطلوب بالذّات بوده و غرض از تحصيل آنها خود آن علوم مىباشند و اصل معرفت و آگاهى به آن مسائل ، هدف است ، نه اينكه فراگيرى آنها مقدّمهاى براى علوم ديگر باشد . همانند علوم حكميه ، اعم از حكمت نظرى و عملى ، و بهويژه حكمت نظرى كه در تعريفش گفتهاند : « هو العلم باحوال اعيان الموجودات على ما هى عليه في نفس الامر به قدر الطاقة البشريه » . « 1 »
و اصولا بيشتر امور نظريّه و علميّه ، دانستن آن هدف است نه عمل به آنها .
مثلا در فلسفه ، اصل شناخت وجود و هستى و آگاهى از احوال و عوارض آن مطرح است .
علوم آلى يا مقدّمى عبارتند از : دانشهايى كه دانستن قواعد و مسائل آنها غرض نيست و خود آنها مقصود بالذّات نيستند ، بلكه صرفا وسيله و ابزارى براى هدف
هامش
( 1 ) . منظومه منطق ، ص 3 .