قوله : و لو قلتم :
ممكن است شبههاى به ذهن كسى بيايد و آن اينكه : اگر فايدهء منطق حفظ ذهن از خطاى در انديشه است پس بايد دانستن منطق ، اين تأثير را داشته باشد . در حالى كه ما افراد بسيارى را مشاهده مىكنيم ( و بلكه همهء انسانهاى غير معصوم ) كه منطق را آموخته و با قواعد آن آشنا شده و از عهدهء امتحان آن هم به خوبى برآمده و گاهى پس از چند دوره تدريس ، در افكار و استدلالهايشان دچار خطا و اشتباه مىشوند . مثلا : ابن سينا كه پدر منطق است يا خواجه طوسى هم ممكن است گاهى در كلمات و كتابهايشان از اين گونه اشتباهات به چشم بخورد . پس بايد گفت : منطق فايدهاى ندارد ، و آموختن آن وقت تلف كردن است ؟ ( البته اشكالات فراوانى به منطق ارسطويى شده كه در جاى خود بايد بحث شود و اين يكى از اشكالات است ) .
قوله : قلنا لكم :
مصنّف مىفرمايد : ما در جواب اين شبهه دو پاسخ مىدهيم :
1 . پاسخ نقضى : افراد زيادى هستند كه قواعد صرف و نحو را مىخوانند و تدريس هم مىكنند ، ولى هنگام سخن گفتن و مكالمهء عربى ، دچار اشتباه مىشوند .
پس بايد گفت ادبيّات عرب بىفايده و خواندن آن اتلاف وقت است . در حالىكه خود مستشكل به اين سخن ملتزم نيست . حال هر جوابى از اين شبهه داديد ما هم از شبهه پيشين مىدهيم .
2 . پاسخ حلّى : ( ويژگى جواب نقضى اين است كه نه تنها اشكال را ريشهكن نكرده ؛ بلكه مضاعف مىسازد و ويژگى پاسخ حلّى اين است كه از هردو بخش رفع شبهه مىكند . ) پاسخ حلّى اين است كه عواملى چند موجب خطاى در فكر يا اشتباه در نطق كسانى كه منطق و صرف و نحو را خواندهاند مىشود :
الف : علم منطق يا صرف و نحو براى آنان ملكه نشده ، يعنى طوطىوار چيزهايى را خوانده و حفظ كردهاند . ولى ممارست و مداومت نداشتهاند تا قواعد علم در ذهنشان رسوخ كند و برايشان ملكه شود و در جاى خود از آن استفاده كنند .
ب : داراى ملكه هم شده ، ولى هنگام تفكر يا سخن گفتن آنها را مراعات نمىكنند . گاهى به خاطر آزمايش طرف و يا به خاطر اشتباه انداختن او عمدا ( يا براساس سهلانگارى ) عبارتى را غلط مىخوانند ، يا استدلال را غلط بيان مىكنند .
شرح منطق مظفر (فارسى) — صفحة 15
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٥