تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
و . . . ) متبادر است و معانى ديگر كه ربطى به عين ندارند متبادر نيست . « 1 » و تبادر علامت حقيقت بودن است ، پس لفظ عين در هركدام از آن معانى حقيقت است . دليل سوم : عدم صحت سلب . هنگامى كه ما معانى عين را يك يك موضوع قرار داده و لفظ عين را محمول قرار مىدهيم و بر آنها حمل مىكنيم ، مىبينيم كه نسبت به تمام آن معانى ، صحت حمل و عدم صحت سلب دارد ؛ و اينها علامت حقيقت بودند ، پس لفظ عين براى اين معانى جدا جدا وضع شده است . اشتراك لفظى يعنى همين .
هامش
( 1 ) . اگر قرينهء معيّنه آورد آن يكى براى مخاطب هم معلوم مىشود ، و اگر قرينه نياورد مجمل شده و اجمالًا مىفهمد كه يكى ازآن‌ها مراد است و ذهن او به يكى از آن‌ها منتقل مىشود .