رفتهايم و خطا پيش آمده است و ظاهر با باطن هماهنگ نيست . ) بلكه نوعى ضلالت و گمراهى و بيراهه رفتن و نوعى جهالت و بىخبرى است كه شخص جاهل آن را دلالت مىپندارد ، يعنى در واقع شنونده در موارد مذكور ، خيال مىكند كه دلالتى هست درحالىكه واقعا دلالت نيست .
[ كَسَرابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً
« 1 »
وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً ]
« 2 » پس قانون « الدلالة التصديقية تابعة للارادة » نقض و اشكالى پيدا نكرد .
در پايان مرحوم آخوند به جان خويش قسم خورده و مىفرمايند : به جان خودم قسم اين مطلب واضح و روشنى است كه مراد محقق طوسى و ابن سينا دلالت تصديقيه است . و در شگفتم كه چگونه صاحب فصول با آنهمه فضل و كمال چنين اظهارى كردهاند !
هامش
( 1 ) - سورهء نور ، آيهء 39 .
( 2 ) - سورهء كهف ، آيهء 104 .