نويسندگان ، كتاب يا مقالهاى نوشته و براى آن نامى انتخاب مىكنند و مىگويند : ما اين كتاب را به نام فلان نامگذارى كرديم . يا مخترعين و مبتكرين و مكتشفين چيزى را اختراع مىكنند و نامى براى مخترع و مصنوع خويش برمىگزينند و . . . و بدنبال اين تسميه ، ميان آن اسم و اين مسمّى ارتباطى محقق مىشود و آنها كه علم به وضع دارند از شنيدن لفظ به آن معنا منتقل مىشوند .
در بعض موارد هم اين علقهء مخصوص از كثرت استعمال سرچشمه مىگيرد ، يعنى روز اول و دهم و صدم فلان لفظ در فلان معنا بطور مجازى و با رعايت قرينه استعمال مىشد ولى كمكم در اثر كثرت استعمال به پايهاى رسيد كه ذهن انسان با آن معنا انس و الفت گرفت ، بگونهاى كه از شنيدن لفظ عند الاطلاق و بدون آوردن قرينه هم همان معنا به ذهن تبادر مىكند . مانند الفاظ صلاة و صوم و حج و . . . كه وضع تعيينى ندارد و در تاريخ از زبان شارع مقدس اسلام و پيامبر مكرم « ص » نقل نشده كه فرموده باشند : انى سميت هذه العبادة بالصلاة و . . . ولى وضع تعيّنى داشتهاند .
قوله : و بهذا المعنى : سؤال : چرا مصنّف از تعريف مشهور عدول كرد و وضع را به معناى اسم مصدرى گرفت ؟
جواب : از تقسيمات مسلم وضع آنست كه ، وضع يا تعيينى است و يا تعينى ( به بيانى كه در فراز قبلى گذشت . ) حال اگر ما مثل مشهور وضع را به معناى مصدرى گرفته و بگوييم :
الوضع جعل اللفظ . . . در اين صورت تقسيم مذكور صحيح نمىباشد ، زيرا به اين معنا تنها قسم اول يعنى وضع تعيينى را شامل مىشود و قسم ثانى را شامل نيست . چون در وضع تعينى كه جعل و تخصيص و تعيينى وجود ندارد و چيزى نيست كه به جاعلى منتسب شود . و اين لازم قابل التزام نيست ولى طبق تعريف آخوند « ره » هر دو قسم را شامل است .
زيرا ، وضع آن علقهء ويژهايست كه ميان لفظ و معنا وجود دارد چه منشأ و علت آن وضع واضع باشد و چه كثرت استعمال . پس تعريف مرحوم آخوند جامع و صحيح است .
د ) اقسام وضع
قوله : ثم ان : ( اين مطالب مخصوص وضع تعيينى است )