مقدمهء دوم « وضع »
امر دوم از مجموع سيزده امرى كه در مقدمه كتاب مطرح شده ، درباره وضع است و در آن مباحثى بهترتيب زير مطرح است :
الف ) رابطهء لفظ و معنى
ترديدى نيست كه ميان الفاظ و معانى آنها ارتباط و پيوند مستحكمى وجود دارد .
بگونهاى كه از شنيدن هر لفظى ، به معناى مخصوص منتقل مىشويم و چنان نيست كه از استماع هر لفظى به هر معنائى بتوان منتقل شد . ولى سؤال اينجاست كه آيا اين پيوند ، يك پيوند ذاتى و طبيعى است و از قبيل رابطه شمس و ضياء ، نار و حرارت و . . . مىباشد ؟
يا يك علقهء جعلى و اعتبارى و قراردادى است ؟ در اين مورد سه نظريه مطرح است :
1 - ارتباط مذكور ذاتى و طبيعى است
2 - ارتباط مذكور جعلى و وضعى است
3 - ارتباط مذكور هم ذاتى و هم جعلى است
و حق قول دوم است كه در اصول الفقه آمده و مرحوم آخوند اين بحث را در كفايه نياوردهاند .
ب ) واضع كيست ؟
حال كه ارتباط مذكور جعلى و قراردادى شد ، سؤال اينست كه من الواضع ؟ جاعل كيست ؟ ايجادكننده اين پيوند چه كسى است ؟ آيا خداوند است ؟ يا فرد معينى در هر لغت