و در اصطلاح اصوليين در معناى خاصى استعمال شده كه عبارتست از ترجيح و تقديم يكى از دو امارهء متعارضه بر ديگرى بخاطر مزيت و رجحانى كه در آن وجود دارد و راجح را بر مرجوح مقدم داشتن .
البته گاهى ترجيح در حجيّت است و گاهى ترجيح در عمل است و ما نحن فيه من هذا القبيل زيرا كه فرض آنست كه كلاهما حجت و جامع شرائط حجيت هستند و لو لا المعارض به هريك عمل مىشود .
و به عبارت ديگر هركدام در حال ترك ديگرى مقدور مىنمايند ولى در مقام عمل به راجح عمل مىكنيم و آن را حجيت فعليه قرار مىدهيم و گرنه حجيت شأنيه در هر دو وجود دارد .
و معناى بوجه من الوجوه عبارتست از جهتى از جهات ترجيح كه تفصيلا خواهد آمد كه مرجح دلالى داريم و داخلى و خارجى به انواع و اقسامشان .
ضمنا استعمال ترجيح در اين معناى خاص از باب نقل است كه با رعايت مناسبت از معناى لغوى نقل داده شده و در خصوص اين معناى اصولى استعمال شده نظير كلمهء دابّه كه در لغت به معناى مطلق جنبنده و كل ما يدبّ على الارض است ولى در اصطلاح عرف عام عربزبانها به خصوص اسب اطلاق مىشود .
پس از اينكه با معناى ترجيح آشنا شديم و تراجيح هم يعنى انواع و اقسام ترجيحات احدى الامارتين على الاخرى .
حال وارد بحث شده و در مقام ثانى يعنى باب تراجيح مستقلا چهار مقام وجود دارد : مقام اول : اگر دو اماره با يكديگر تعارض كردند و يكى از آن دو نسبت به ديگرى داراى رجحان و امتياز بود [ چه امتياز داخلى از قبيل مزاياى مربوطه به متن يا سند يك حديث كما سيأتى و چه امتياز خارجى از قبيل امور مستقلهاى كه در خارج بوجود مستقل موجود هستند و موجب رجحان
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 72
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٧٢