1 - تخيير ابتدائى است .
2 - استمرارى است .
3 - تفصيل در كار است .
قائلين به تخيير استمرارى دو دليل دارند :
1 - مقتضى موجود و مانع هم مفقود است فيؤثر المقتضى اثره امّا وجود المقتضى يعنى عقل يا شرع به شما دستور تخيير داده و نگفته كه بار اول تنها پس مقتضى موجود است و دستور اطلاق دارد و امّا فقدان مانع : چه مانعى دارد كه انسان هميشه مخير باشد ؟ خواهيد گفت : مانعش مخالفت عمليه تدريجيه است ولى ما مىگوئيم خير مخالف عمليه تدريجيه اگر هر دفعه مستمسكى داشته باشد عيبى ندارد يكدفعه اين حديث و دفعه ديگر حديث ديگر مستمسك باشد فلا مانع از استمرارى بودن تخيير .
2 - استصحاب تخيير يعنى شما بار اول كه مخير بودى در عمل به هركدام پس از اخذ به احدهما در مرتبه بعدى شك دارى باز هم مخيرى يا نه ؟
استصحاب تخيير جارى مىشود و هذا معنى التخيير الاستمرارى .
مرحوم شيخ از هر دو دليل جواب داده : امّا جواب از دليل اوّل شما : مقتضى موجود نيست زيرا كه اين تخيير يا به حكم عقل است و يا شرع اگر شارع گفته : انت مخيّر ، شارع به چه كسى گفته انت مخير ؟ به كسى كه به احاديث متعارضه رسيده و معطل مانده كه چه كنم و معلوم است كه مراد المتحيّر فى اول الامر است و پس از اختيار المتخير شده و متحير نيست پس شما از كجا گفتيد مقتضى موجود است ؟ و اگر عقل مىگويد : انت مخيّر باز مطلب همين است .
جواب دليل دوم شما : استصحاب شرطش ابقاء موضوع است و در اينجا موضوع عوض شده پس جاى استصحاب نيست زيرا اوّل متحير بودى و حالا
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 66
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٦٦