( امّا تعارض )
در اين رابطه نكاتى به ترتيب مطرح است :
نكته اوّل : معناى كلمهء تعارض :
تعارض مصدر باب تفاعل و از عرض مشتقّ است و عرض گاهى در مقابل طول و ارتفاع به كار مىرود .
و گفته مىشود : هر جسمى داراى سه بعد است :
1 - طول 2 - عرض 3 - ارتفاع
و گاهى به معناى اظهار استعمال شده كه در ما نحن فيه همين انسب است .
زيرا كه هريك از متعارضين به ديگرى اظهار وجود كرده و خود را به او نشان مىدهد و خودش را به رخ او مىكشد و او را تكذيب مىكند و مانع مىشود از اينكه او به درجهء حجيت فعليه برسد و ديگرى هم كذلك .
معناى اصطلاحى : مشهور اصوليين تعارض مصطلح را اينگونه معنا كردهاند :
« التعارض تنافى مدلولى الدليلين على وجه التناقض او التضاد »
به عقيده مرحوم شيخ اين تعريف مخدوش است زيرا كه ظاهرش اينست كه تعارض اوّلا و بالذات و حقيقتا وصف مدلولها و ثانيا و بالعرض وصف خود دليل بوده و بدان اسناد داده مىشود و از باب وصف به حال متعلق است مثل زيد ابوه فاضل .
نه از باب وصف به حال شىء .
و لذا جناب شيخ در تعريف مشهور تصرفى كرده و فرموده :
التعارض تنافى الدليلين و تمانعهما باعتبار مدلولهما كه مستقيما