اجتهادى ، خاص مقيد و . . . چهار صورت متصور است :
1 - من جميع الجهات يعنى سندا و دلالة قطعى است « مثل نص قرآن » .
2 - من جميع الجهات يعنى به لحاظ سند و دلالت ظنى است « مثل خبر واحد ظهورى » .
3 - من جهة السند قطعى و من جهة الدلالة ظنى است « ظاهر القرآن او المتواتر » .
4 - من ناحية السند ظنى و از حيث دلالت قطعى باشد « خبر واحد نص » .
حال سه صورت قبل را كه با اين چهار صورت ضرب مىكنيم مجموعا دوازده صورت پديد مىآيد كه در شش صورت ادلّه اجتهاديه بر اصول عمليه مقدم و در باقى صور مقدم نيستند :
1 - قرينه بر خلاف يا مثلا مخصص عام ازهرجهت قطعى و مبناى حجيت اصول لفظيه هم تعبد عقلائى و موضوعشان هم عدم العلم بالقرينه باشد در اين فرض بلا اشكال دليل مخصص وارد بر اصالة العموم بوده و وجدانا موضوع او را مرتفع مىسازد زيرا كه موضوع آن اصل ، احتمال و عدم علم به قرينه بود و فرض اينست كه الآن قرينهء قطعيه بر خلاف آمده و اذا جاء العلم ارتفع عدم العلم .
2 - قرينه بر خلاف ظاهر از لحاظ سند ظنى ولى از حيث دلالت قطعى باشد مثل خبر واحد نص و مبناى حجيت اصول لفظيه همان تعبد عقلائى و موضوعشان هم همان عدم العلم به قرينه باشد در اين فرض دليل اجتهادى ظنى حاكم بر اصول لفظيه مىشود چون موضوع آنها عدم العلم به قرينه است و دليل ظنى چون سندش خبر واحد است قطعى نيست كه ازهرجهت مفيد علم باشد ولى به منزلهء علم است و ادله حجيت خبر واحد
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 19
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٩