تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح رسائل (فارسى) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
راوى مىگويد : عرض كردم : هر دو فقيه و حاكم مدعى هستند كه روايت آنها موافق كتاب و سنت است ولى يكى از آن دو مخالف عامه و ديگرى موافق عامه است در اينجا چه بايد كرد ؟ حضرت فرمود : آن حديثى كه مخالف عامه است ففيه الرشاد يعنى حق و رشد در آن است [ پس آن را بايد گرفت و ديگرى را رها ساخت ] راوى گويد : عرض كردم : اگر هر دو حديث موافق عامه بود يعنى هر دسته اى از عامّه به مضمون يكى از آن دو عمل مىكنند و اين‌چنين نيست كه احدهما به كلى به نزد عامه متروك باشد چه بايد كرد ؟ حضرت ( ع ) فرمودند : دقت كنيد و آن را كه حكّام و قضات از عامّه تمايل بيشترى به آن دارند رها كنيد و آن ديگرى را اخذ كنيد . راوى مىگويد : عرض كردم : اگر از اين حيث هم مزيتى نبود چه كنيم ؟ حضرت ( ع ) فرمودند : اذا كان ذلك فارجه حتى تلقى امامك فان الوقوف عند الشبهات خير من الاقتحام فى الهلكات يعنى وقتى كار بدينجا ختم شد و دو حديث ازهرجهت مساوى بودند بايد توقف كنى و تأخير بيندازى تا امام زمانت را ملاقات كرده و حكم را از حضرتش دريافت كنى و اين توقف را معلل ساختند به اينكه وقوف عند الشبهات بهتر است از فروغلطيدن در هلكات . قوله : و هذه الرواية :

مرحوم شيخ پس از نقل روايت مقبوله با همهء طول و تفصيل مىفرمايد :

اگرچه در حديث شريف يك سلسله اشكالاتى به چشم مىخورد [ كه ذيلا خواهيم آورد ] و لكن اين اشكالات به هدف اصلى ما از اين استدلال لطمه و صدمه اى نمىزند و آن هدف اينست كه به متعارضين كه رسيديم در قدم نخستين بايد دقت كنيم كه كدام راجح و كدام مرجوح است ، راجح را اخذ و مرجوح را طرح كنيم
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 110 | على محمدى خراسانى