نكته چهارم : دو دليل كه باهم تعارض دارند و قابل جمع نيستند از سه حال خارج نيستند :
1 - هر دو از ادلّه اجتهاديه هستند مثل نصوص قرآن ، ظواهر آن ، خبر واحد ثقه و . . . راجع به تعارض ادلّه اجتهاديه تفصيلا در مباحث آينده تعادل و تراجيح بحث خواهيم كرد و اينكه كجاها جاى ورود است ؟ و كجاها جاى حكومت ؟
و كجا جاى تخصيص ؟ و كجا جاى قواعد تعارض ؟
2 - هر دو از اصول عمليه باشند كه راجع به اين هم تفصيلا در خاتمه مباحث استصحاب گفتگو شد كه در تعارض استصحاب با ساير اصول كدام مقدم است ؟
از چه بابى ؟ در تعارض استصحاب با استصحاب ديگر كدام مقدم است ؟ سببى و مسببى داشتيم ، مسببان عن امر ثالث و . . . كه در جلد ششم شرح شد .
3 - يكى از دو دليل از ادلّه اجتهاديه و ديگرى از اصول عمليه باشد فرض كنيد استصحاب بقاء طهارت دلالت مىكند كه طهارت يا وجوب يا حرمت و . . .
باقى است ولى خبر ثقه بر عدم قائم شده او بالعكس و . . . فعلا اين صورت محل بحث است و در اين رابطه مىگوئيم : دليل اجتهادى بر دو قسم است :
1 - ادلّه علميه كه مفيد قطع و يقين هستند از قبيل نصوص قرآنيه ، خبر متواتر ، اجماع محصل و . . .
2 - ادلّه ظنيه كه مفيد ظن به واقع و كاشف ظنى از واقع هستند ولى از جملهء ظنونى هستند كه دليل قاطع بر حجيت آنها قائم شده و پشتوانهء قطعى دارند مثل خبر ثقه - ظواهر و . . .
و اصول عمليه نيز شش شعبه دارد كه برخى عقلى و برخى شرعى هستند و مجموع عبارتند از :
1 - استصحاب كه صددرصد اصل شرعى است [ بر مبناى حجيت آن از باب اخبار ]
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 10
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٠