قوله : ثم إنّه :
مرحوم محقق قمى ره پس از بيان دفاعيهاى كه در جواب اشكال نقضى ما داشتند كه خود دفاعيهاشان مبتلا به اشكالاتى شد . به گمان خود دفاعيه را كامل دانسته و به دفع اشكالات پرداختهاند .
از جمله ايراداتى كه بر خود وارد كرده و جواب دادهاند اينست كه : اگر كسى بگويد : جناب قمى ره شما كه اكثر مطلقات هر شريعتى را به بركت استقراء حمل بر دوام و استمرار نموديد چه مانعى دارد كه خطاب نبوت را [ انت نبيّى ] كه آن هم اطلاق دارد به همان بيان به اغلب ملحق ساخته و بفرمائيد اين مطلق نيز ظهور در استمرار دارد پس مقتضى موجود است و اگر احيانا در بقاء آن شك كنيم از قبيل شك در رافع مىشود و طبق اصلى كه خود شما تاسيس كرديد بايد استصحاب نبوت را بتوان جارى كرد پس چرا ممانعت مىكنيد ؟
ما در جواب مىگوئيم : حساب خطابات نبوتها جدا است زيرا كه وقتى ما از خارج وضعيت اكثريت مطلق نبوتها را بررسى مىكنيم به اين نتيجه مىرسيم كه 99 % آنها محدود به حدّ خاصى هستند و پس از آن نسخ شدهاند فى المثل شريعت آدم تا مدتى بوده سپس مرتفع شد هكذا شريعت نوح و . . . و در نتيجه به هر نبوتى كه مىرسيم اگر در بقاء و استمرار آن شك كنيم قانون الظن يلحق الشّيء . . . مىگويد اين فرمود مشكوك را به فرد غالب ملحق كن و به محدوديت آن حكم بنما لذا است كه در باب نبوتها جاى استصحاب بقاء نيست و به عقيدهء ما تنها نبوتى كه دوام و استمرار آن الى يوم القيامة بر ما ثالث و مدلل است همانا نبوت جهانشمول نبى گرامى اسلام ( ص ) است .
قوله : و فيه امّا اوّلا :
مرحوم شيخ ره از اين فرمايش محقق قمى ره نيز دو جواب مىدهند :
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 34
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٤