امّا ايراد اوّل [ در عبارت شيخ ره و طبق بيان ما ايراد دوّم ] انصافا وارد است چون ظاهر اخبار من بلغ اينست كه عمل متفرع بر بلوغ است چون با فاء تفريع گفته بلغه فعمله و بلوغ داعى بر عمل است يعنى چون بما رسيده كه فلان كار ثواب دارد ما به اميد و بداعى احتمال امر و خلاصه احتياطا انجام مىدهيم نه به عنوان ديگر .
و مؤيّد مطلب اينكه در خيلى از روايات مقيّد كرده به اينكه : فعمله طلب قول النبى ( ص ) يا التماس ذلك الثواب و . . .
و وقتى اين شد كاشف از استحباب شرعى و امر مولوى ندبى نيست تا عمل به قصد امتثال آن اتيان شود و وقتى مفاد اخبار من بلغ اين شد كه محتاط ثواب دارد خواهيم گفت : العقل مستقلّ به اينكه احتياط موجب مدح و ثواب است و چنين فاعلى كه به اميد اقدام كرده آدم ممدوحى است آنگاه اخبار من بلغ از دو حال خارج نيست :
الف : يا دلالت مىكنند بر اصل ثواب يعنى همينقدر اجمالا دلالت مىكنند بر اينكه شخص محتاط و فاعل بدنبال بلوغ ثواب ، مثاب است اين معناى مطابقى آنها است در اين صورت مؤكّد حكم عقل خواهند بود .
و امّا مدلول التزامى اين اخبار :
وقتى كه اين اخبار بالمطابقه دلالت كردند بر ثبوت ثواب و لو بر عنوان احتياطكارى پس بالملازمه دلالت دارند بر طلب شارع مر آن فعل احتياطى را .
آنگاه اين طلب از دو حال خارج نيست :
1 - يا طلب ارشادى است و ما را ارشاد مىكند به تحصيل همان ثوابى كه تفضّلا خداوند بما وعده داده كه چنين طلبى لازمه استحقاق ثواب است يعنى وقتى عقل و شرع حكم به استحقاق نمودند لازمهاش يك امر ارشادى
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٠٣