النبى ( ص ) و . . . پس به درد محتمل العباده نمىخورد چون در آنجا احتياط ممكن نيست و نيز كاشف از استحباب شرعى هم نيستند چون ثواب بر خود احتياط است .
جناب شيخ از اين اشكال جوابى ندارند .
و روى همين اشكال از خير اخبار من بلغ هم مىگذرند .
اشكال سوّم : موضوع اخبار من بلغ عنوان خير است چون تعبير كرده به اينكه من بلغه شىء من الثواب على شىء من الخير و يا فرموده : من بلغه شىء من الخير فعمله و . . . كه بايد خيريّت محرز باشد و آنكه خير بودن در آن محرز است مستحبّ مسلّم است كه اگر تعبدى باشد اصل صحت آن محتاج به قصد قربت است و اگر توصلى باشد ترتب ثواب در آن متوقف بر قصد قربت است و موضوع بايد قبل از حكم موجود شود آنگاه مورد اخبار من بلغ مستحب معلوم است و اگر اين اخبار بخواهد محتمل العباده را شامل شود مستلزم دور است زيرا كه شمول اين اخبار محتمل العباده را متوقف است بر اينكه ابتدا استحباب آن محرز شود و استحباب هم موقوف است بر شمول اين اخبار محتمل العباده را و دلالت اين اخبار بر استحباب آن و دور هم كه باطل است پس مختص به مستحبات مسلّمه است .
ان قلت : مستحبّ مسلّم كه به حكم عقل ثواب دارد ديگر نيازى به بيان نيست قلت : منظور اخبار بيان مقدار خاصّى از ثواب است كه اين را عقل درك ندارد .
جواب ما : موضوع اخبار من بلغ اگرچه خير است ولى مراد خير به معناى حقيقى نيست يعنى چيزهائى كه استحباب آنها مسلم باشد نيست بلكه محتمل العباده را هم مىگيرد .
وقتى اين اخبار دلالت كرد بر ثبوت ثواب بالملازمه دلالت مىكند
شرح رسائل (فارسى) — صفحة 101
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١٠١