1 . خصوص صناعت و حرفه معروف ، يعنى خريد و فروش با نيت ربح و سود ؛
2 . مطلق معاوضه و مبادله با قصد سود بردن ، خواه خريد و فروش باشد خواه مبادلات ديگر ؛
3 . مطلق مبادله ، چه بر عين خارجى باشد ، چه بر منفعت ؛ چه به صورت بيع باشد ، چه به صورت اجاره و جعاله و مانند آن ؛ چه با قصد ربح باشد ؛ چه بدون قصد ربح . مثل كسى كه براى تأمين معاش خود برخى از ضروريات و لوازم زندگى خود را مىفروشد . « 1 »
مقصود از متاجر در عنوان باب ، همين معناى سوم است . بنابراين ، متاجر مرادف كلمه « مكاسب » است ، نه اخص از آن تا از باب ذكر خاص پس از عام باشد .
عدهاى از بزرگان فقها نيز به اين مطلب تصريح كردهاند :
محقق ثانى ميگويد :
بل عمّموا التجاره هنا فى مطلق المكاسب . « 2 »
شهيد ثانى ميگويد :
المراد بالتجارة هنا التكسّب بما هو أعمّ من البيع . « 3 »
و صاحب جواهر ميگويد :
بل المراد هنا مطلق المعاوضة . « 4 »
بنابراين در بخش مكاسب و متاجر از مطلق كسب مال ، از طريق مبادله بحث مىشود ، خواه از طريق بيع و شراء باشد ، خواه از طريق اجاره ، جعاله ، مضاربه ، مزارعه و . . . .
بررسى چند نكتة مقدماتى
امام راحل در بحث مكاسب و متاجر ابتدا مقدمهاى را بيان كرده و پس از آن درباره انواع
هامش
( 1 ) . جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 4 .
( 2 ) . جامع المقاصد ، ج 4 ، ص 55 .
( 3 ) . اللمعهء الدمشقيه ، ج 3 ، ص 205 و 206 .
( 4 ) . جواهر الكلام ، ج 22 ، ص 5 .