بدل و عوض از سلطنت فعلى است كه هنوز حاصل نشده نه عوض از قدرت و توان غاصب بر تحصيل و ايجاد سلطنت براى مالك ، تا بگوئيم : اين قدرت و تمكن آمده پس حق مطالبه دارد .
: قوله : فتامّل :
شايد اشاره باشد به اينكه : اينجا از باب ترادّ است و ضامن هم حق مطالبه دارد .
: قوله : نعم :
ضامن حق مطالبه ندارد ، ولى مالك اصلى قبل از دادن بدل هم حق مطالبه دارد و مىتواند ضامن را به دادن عين ملزم سازد ، و دليل اين حقّ عموم الناس مسلطون على اموالهم مىباشد كه از شعب سلطنت ، همين سلطنت مطالبه است .
: قوله : و ليس ما عنده :
اگر كسى بگويد : مالك كه بدل را در اختيار دارد ، پس حقّ مطالبه براى چيست ؟
در جواب مىگوئيم : غرامت كه عوض از سلطنت مطلقه [ سلطنت انتفاع و سلطنت مطالبه ] نيست تا با در اختيار داشتن بدل حقّ مطالبه نباشد ، غرامت بدل از سلطنت بر انتفاع است كه ضامن اين سلطنت را از مالك گرفته بود و بايد جاى آن را پر كند ، و پر كرده ، پس حق مطالبه جايش خالى و محفوظ است .
: قوله : و لذا :
شاهد بر اينكه غرامت بدل از سلطنت مطلقه نيست و جاى سلطنت بر مطالبه را نگرفته ، آنست كه : اگر غرامت جاى خالى سلطنت مطالبه را هم پر كرده باشد . پس مالك اصلى نبايد حق مطالبه داشته باشد ، و لازمهء حق مطالبه نداشتن نبود سلطنت مطلقه است و لازمهء آن نبود ملكيّت است ، پس عين هم نبايد
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 252
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٢٥٢