در جواب مىگوئيم : آن بدل بدل حيلوله و حائل شدن ضامن ميان مالك و مال او است نه بدل از عين و بدل حيلوله مادامى است يعنى تا زمانى است كه مبدل و عين يافت نشده و همين كه يافت شد ، بايد خود عين را ردّ كند .
سئوال : پس فائدهء بدل حيلوله چيست ؟
جواب : مضافا به اينكه مالك بر بدل سلطنت يافته و از آن كمال انتفاع را مىبرد و جاى سلطنت فائته را پر مىكند ، دو فائدهء ديگر هم دارد :
1 - چنانچه پس از پرداخت بدل عين تلف شود ، ضامن در قبال آن مسئوليّتى نداشته و مجدّدا موظّف به پرداخت قيمت يوم التلف و مانند آن نيست .
2 - طبق مبنائى كه ما قبلا در فرع اوّل اختيار كرديم و گفتيم : ثم انّ مقتضى صدق الغرامة على المدفوع خروج الغارم عن عهدة العين و ضمانها . . . در ما نحن فيه مىگوئيم : پس از پرداخت بدل در هنگام تعذّر ، نسبت به منافع عين و نيز نسبت به نمائات و نتائج متصّله [ چاقى ] و منفصله [ ثمره ، ولد و . . . ] آن ضمانتى نداشته و مشغول الذمّه نيست .
: قوله : و سقوط :
اگر كسى بگويد : در برههاى از زمان كه عين متعذّر شد ، وجوب ردّهم ساقط شد ، حال پس از تمكّن از عين شك مىكنيم : آيا سقوط ردّ باقى است يا نه ؟
استصحاب بقاء سقوط جارى كرده و مىگوئيم : خير ردّ واجب نيست .
در جواب مىگوئيم : اين سقوط وجوب ردّ به خاطر عذر عقلى يعنى تعذّر وصول به عين بود كه عقل مىگفت : تكليف بما لا يطاق محال است ، و احكام عقليّه استصحاب بردار نيستند [ به بيانى كه در رسائل مرحوم شيخ آمده « 1 » ]
: قوله : بل :
به عقيدهء ما به دو دليل پس از تمكّن از عين بايد آن را به مالك اصلى ردّ كند :
هامش
( 1 ) رسائل محشّى ، ص 325 و ص 378 .