و ان احببت ان اردّ عليك الذّى اخذته منك ؟ فقلت : لا .
سپس مرحوم شهيدى فرموده : و فيه اشعار باستبصار المكارى « 1 » ]
[ سه فراز از مورد استشهاد صحيحه ابى ولّاد ]
: قوله : و محلّ الاستشهاد :
سه فراز از حديث مذكور مورد استشهاد است ،
ولى مرحوم شيخ دو فراز آن را قبول دارند و قابل استدلال مىدانند ، لذا از ابتدا به صورت تثنيه مىفرمايند : و محّل الاستشهاد فيه فقرتان .
حال هر سه را مطرح مىكنيم :
فراز اوّل :
وقتى راوى جريان را به عرض امام رساند ، حضرت فرمودند : تو ضامنى ، و وقتى از امام پرسيد : پس علوفهاى كه دادهام چه مىشود ؟ فرمودند :
مالك بدهكار نيست و حق مراجعه و مطالبه ندارى ، چون تو غاصب هستى .
و وقتى پرسيد : مگرنه اينست كه : اگر قاطر هلاك مىشد من ضامن بودم ؟
امام فرمودند : « نعم قيمة بغل يوم خالفته » محلّ شاهد همين جمله است .
در اين جمله مرحوم شيخ سه احتمال ذكر مىكنند :
1 - عبارت به صورت اضافه باشد ، يعنى كلمهء قيمت به كلمهء بغل و كلمهء بغل به كلمهء يوم اضافه شده : « قيمة بغل يوم » و برحسب قواعد هر مضاف اليهاى قيد مضاف خود است ، پس بغل قيد قيمة است و يوم قيد بغل است ، ولى از آنجا كه قيد بغل بودن آن معنا و مفهومى ندارد و قاطر يوم المخالفة مفيد معنى نيست ، پس قيد قيمة و متعلق به او مىباشد [ نظير ضرب زيد يوم الجمعة كه زيد يوم الجمعه لغو است و لذا يوم قيد ضرب است يعنى زدن روز جمعهء زيد . ]
آنگاه معناى كلام يا اين است كه : قيمت يوم المخالفة قاطر را ضامنى [ پس در كلام قلب به كار رفته ] و يا اينست كه : قيمت قاطر يوم المخالفة را ضامنى .
سئوال : مگر چند قاطر وجود دارد كه مقيد به يوم الجمعه شده ؟
هامش
( 1 ) هداية الطالب ، ص 237 .