زيرا اختصاص به مثلى ندارد قيميات هم مثل جاريه به بيع مسلم معاملهاش صحيح است البته به شرط اينكه زياد توصيف نكنند كه موجب كميابى يا نايابى شود .
تعريف هفتم :
برخى ديگر از عامّه علاوه بر دو قيد مذكور قيد سوّمى افزوده و گفتهاند : مثلى آنست كه : قدّر بالكيل و الوزن ، و جاز بيعه سلما ، و جاز بيع بعضه ببعض آخر ، يعنى بتوان فردى از او را با فردى ديگر معامله كرد مثل صد من گندم به صد من ديگر . « 1 »
اشكال اين تعريف هم آنست كه اختصاص به مثلى ندارد در قيميات هم شما زمينى را به زمين ديگر معاوضه مىكنيد . و تعريفهاى ديگرى كه علّامه در تذكره از قول عامّه ذكر كردهاند . « 2 »
[ نتيجه تعريفهاى مذكور ]
نتيجه : از تعريفهاى مذكور نتيجهاى نگرفتيم و نتوانستيم يك معناى جامعى براى مثلى و قيمى ذكر كنيم بايد ديد قدم بعدى چيست ؟
مطلب دوّم :
: قوله : ثم لا يخفى :
گرچه تعريفهاى مثلى تماما مورد مناقشه قرار گرفت و ردّ شد ولى مهمّ نيست .
بيان مطلب : مقدّمه : همانطورى كه در كتب اصولى و منطقى آمده يك سلسله حقائق لغويّه وجود دارد از قبيل انسان - اسد - ارض و . . . و يك سرى حقائق عرفيّهء عامّه از قبيل دابّة ، سيّاره ، طيّاره و . . . ، و يك عدّه حقائق اصطلاحيه يا عرفيّهء خاصّه مانند : معرّف و حجّت در علم منطق و اماره و اصل عملى در علم اصول و . . . و يك تعداد حقائق شرعيه از قبيل : صوم ، صلوة ، حجّ و . . . ، و يك
هامش
( 1 ) تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 381 .
( 2 ) تذكرة الفقهاء ، ج 2 ، ص 381 .