قوله : نعم :
آرى كثرت و قلّت وجود افراد متقارب الصفات در جهت ديگر نقش دارند و آن حكمت و ملاك و فلسفهء حكم است يعنى اينكه فقهاء فرمودهاند : در مثليات بايد مثل بپردازد براى آنست كه مثل زياد است و ضامن دچار زحمت نمىشود ولى در قيميات مثل كم است و مشقّت دارد و لذا قيمت را كه بدهد كافى است ولى اين ربطى به تعريف و شمول آن ندارد .
: قوله : ثم انّه :
علاوه بر تعريف مشهور ، تعريفهاى ديگرى هم از مثلى و قيمى صورت گرفته كه از لحاظ نسبت سنجى پارهاى از آنها از تعريف قبلى اعم و پارهاى اخص مىباشند و در هر حال اينها نيز مبتلا به اشكال مىباشند .
[ تعريف دوم و اشكالات اين تعريف ]
تعريف دوّم : يكى از اين تعريفها از علّامه در تحرير است كه فرموده :
المثلى ما تماثلت اجزائه و تقاربت صفاته « 1 » اين تعريف از جهاتى اعم است :
الف : بجاى تساوى تعبير به تماثل كرده و مثل شايد اعم از مساوى باشد .
ب : قيد بحسب القيمه را نياورده و از اين جهت هم اعمّ است .
ج : كلمه و تقاربت صفاته را آورده كه در قيميات هم هست پس باز هم اعمّ است .
و اشكال تعريف اينست كه :
اوّلا دورى است چون در تعريف مثلى تماثل را آورده .
و ثانيا آيا تماثلى حقيقى مراد است يا عرفى ؟ همان اشكال تعريف قبل .
ثالثا مانع اغيار نيست .
[ تعريف سوم ]
تعريف سوّم : شهيد اول در دروس « 2 » و شهيد ثانى در شرح لمعه « 3 » چنين
هامش
( 1 ) تحرير الاحكام ، ج 2 ، ص 139 .
( 2 ) دروس ، ص 309 .
( 3 ) شرح لمعه ، ج 7 ، ص 36 .