شخصيت عظيم است كه نشانگر احاطهء وى در جميع فروع فقهيه است .
« عوائد الايام » ، نام كتاب ديگر او است كه بقول بزرگان در فن خود بىنظير است .
« معراج السعاده » ، نام كتاب ديگر او است كه آن هم الحق در فن خود كم نظير است و به فرموده يكى از بزرگان علم و هنر و ادب ، به عقيدهء من بر هر طلبهاى لازم است كه هر روز صبح پس از قرائت قرآن و دعاى شريف عهد اين كتاب ارزشمند را به دقت مطالعه نموده و به دستورات آن عمل كند و به قول شاعر عرب :
لو جئته لرأيت الناس فى رجل * و الدهر فى ساعة و الارض فى دار
و بقول شاعر فارسىزبان :
هرآنكس ز دانش برد توشهاى * جهانى است بنشسته در گوشهاى
بارى شيخ اعظم و برادرش پس از تحمل رنج سفر از ديار اصفهان به شهر كاشان وارد مىشوند و در يكى از مدارس طلاب علوم دينى كاشان رحل اقامت مىافكند و از آنجا كه شوق ديدار مولى نراقى لحظهاى شيخ را آسوده نمىگذارد پس از توقفى كوتاه در مدرسه به قصد زيارت مرحوم نراقى حركت مىكنند و در مدرس درس برايشان وارد مىشوند .
شيخ خود را معرفى مىكند و مرحوم نراقى در نهايت درجه از تعظيم و تكريم شيخ را گرامى مىدارد سپس به دنباله درس خويش مىپردازد .
بحث پيرامون يكى از غوامض فقهى است كه مولى نراقى بسان طبيبى ماهر مطلب را موشكافى مىكند و پيش مىرود و شيخ به دقت تمام گوش مىكند و گمشدهاش را كه شهربهشهر به دنبال او روان بود در مرحوم نراقى مىيابد .
لذا تصميم مىگيرد همانجا بماند و از محضر اين حكيم الهى بهرهمند شود .