آيا آبروى سبكتر را مىتوان فداى آبروى بزرگتر قرار داد ؟ مثلا براى دفع ضرر عرضى از يك رجل دينى كه موقعيت خاصى دارد و خيلى حفظ آبروى او مهمّ است و لطمهء به آبروى او ، لطمه به دين و اعتقادات مردم است و . . . بيائيم به يك انسان معمولى لطمهء آبروئى بزنيم و يكى را سپر ديگرى قرار دهيم ، آيا اين روا است ؟
باز مىفرمايند : فيه تأمّل ، يعنى تجويز اين اضرار هم مشكل است .
آيا اضرار به نفس مؤمنى براى حفظ آبروى مؤمن ديگر روا است ؟
مىفرمايند : اين قطعا جايز نيست ، چرا كه نفس از آبرو مهمتر است و نبايد اهمّ فداى مهم شود . آيا براى دفع ضرر آبروئى از يك فرد معمولى مىتوان يك ضرر آبروئى به يك فرد ممتاز و داراى موقعيّت ويژه وارد كرد ، باز هم به ضرس قاطع مىفرمايند : خير جايز نيست .
اين هم احكام صور گوناگون خوف از ضرر مالى يا جانى يا عرضى بر خودش يا بر بعض مؤمنين .
قوله : و قد وقع : به عقيدهء ما دو عنوان در كار بود : 1 - اكراه 2 - خوف ، و هركدام حكمى داشت ولى از كلام بعض فقهاء [ مثل شهيد ثانى در مسالك ] استفاده شده كه اينها دو عنوان نيستند و يك عنوان بيش نداريم و آن اكراه است و جناب شهيد اكراه را به معناى عامّى گرفتهاند كه خوف از لحوق ضرر و لو ببعض المؤمنين باشد ، آنجا كه فرموده :
ضابطه و معيار در آن اكراهى كه مسوّغ ولايت عن الجائر مىشود ، عبارتست از خوف بر نفس يا مال يا آبرو ، چه خوف بر اين امور نسبت به خودش باشد و چه نسبت به بعض المؤمنين و لو بيگانه باشند « 1 »
هامش
( 1 ) مسالك الافهام ج 3 ص 139 .