اكراه مانع مىشد از اصل ضمان ابتداء و يا اگر هم مالك اصلى حق داشت به من مراجعه كند منهم به ظالم مراجعه مىكردم و ضمان اصلى بر عهدهء او است و اكراه مانع مىشد از استقرار ضمان بر عهدهء من . ]
آيا اضرار عرضى براى حفظ جان و دفع ضرر مخوف جانى جايز است مثلا به آبروى كسى لطمه بزند و با محارم او زنا كند يا به آنها نسبتهاى ناروا بدهد و . . .
براى اينكه جان مؤمنى را از خطر مرگ نجات بدهد ، آيا اين روا است ؟
اوّل مىفرمايد : فيه تأمل ، يعنى تجويز اضرار آبروئى براى دفع ضرر النفس [ جان مؤمن ] مورد تأمّل و جاى اشكال دارد زيرا در شرع مقدس همانطورى كه به جان مؤمنى اهتمام شده هكذا به آبروى مؤمن ديگر هم اهتمام شده پس نبايد يكى فداى ديگرى شود .
ولى بعد مىفرمايند بعيد نيست كه نفس و جان را بر عرض و آبرو ترجيح بدهيم و فدا شدن آبروى مسلمانى را براى نجات جان مسلمان ديگر تجويز كنيم زيرا كه لا يعادل نفس المؤمن شيئى ، پس نفس اهّم است و غرض كه مهمّ است فداى اهّم مىشود .
آيا اضرار جانى به مؤمنى براى دفع ضرر جانى از مؤمن ديگر چطور ؟ جايز است يا خير ؟ مثلا مؤمنى را به قتل برساند براى حفظ جان مؤمن ديگر كه جانى را فداى جان ديگر كرده آيا روا است ؟
مرحوم شيخ اين را صريحا بيان نكرده ولى با استفاده از مجموع فرمايشات ايشان مىگوئيم : خير اين نوع از اضرار جايز نيست زيرا كه به همان نسبت كه به جان مؤمن دوّمى اهتمام شده به جان اوّلى هم اهتمام شده ، مگر كسى همان فتأمّل سابق را كه از زبان محقّق ايروانى وجهش را آورديم بياورد و بگويد : در باب نفس به نفس هم مسئله اهم و مهم پياده مىشود و مهمّ بايد فداى اهّم شود كدم واحد نسبت به دماء كثيره ، و كدم السوقى بالنسبة به دم المعصوم .
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 79
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٧٩