پاسخ دهد ، و اين همه سختيها براى مدتى كوتاه [ زندگى دنيا ] است كه راحت طولانى و آرامش ابدى را بدنبال دارد .
خداوند از مؤمن بر چيزهائى پيمان گرفته است كه كمترين و آسانترين آنها چهار چيز است كه ذيلا مىآوريم :
1 - هر مؤمنى از همكيشان خود يعنى مؤمن ديگر كسى هست كه به او بغى و تجاوز نموده و بر كارها و موقعيتهاى او حسد ورزد .
2 - شيطانى دارد كه پيوسته درصدد اغواء و اضلال او است و او را دشمن مىدارد .
3 - سلطان ظالمى دارد كه پيروى مىكند دنبالهء او را [ در كمين او است ] و لغزشهاى او را تبعيت مىكند [ و درصدد آنست كه نقطه ضعفى از او پيدا كند ]
4 - كافرى هم هست كه ريختن خون مؤمن را براى خود دين و آئين گرفته و تجاوز به حريم او را غنيمت و فايده براى خود مىداند .
با اينهمه ديگر ماندن مؤمن در دنيا جز رنج و ناراحتى چه سودى دارد ؟
اى عبد الله نجاشى پدرم از پدرانش از على عليه السّلام از پيامبر صلى اللّه عليه و إله نقل كرد كه فرمود : جبرئيل بر من نازل شد و عرضه داشت : اى محمّد صلى اللّه عليه و إله همانا خداى تو را سلام مىرساند و مىگويد : براى مؤمن اسمى از اسماء خود را مشتق كردم و او را مؤمن ناميدم [ من مؤمنم و او هم مؤمن است ] پس مؤمن از من است و من از مؤمن هستم ،
هركس مؤمنى را خوار بشمارد به جنگ من آمده است .
اى عبد الله ، پدرم از پدرانش از على عليه السّلام از رسول خدا صلى اللّه عليه و إله نقل كرده كه روزى از روزها فرمود : اى على با هيچ مردى مناظره نكن مگر اينكه نخست از سريره و باطن او آگاه شوى پس اگر سريرهاش نيكو باشد بدانكه خداوند دوست خود را خوار نمىكند و اگر سريرهاش پست و زشت باشد پس بديهاى او وى را
شرح مكاسب (فارسى) — صفحة 115
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص١١٥