غيبت با حال تباه خود آشنا مىشدند ، عصر غيبت اين گونه طولانى نمىشد
. به هر حال همهء مردم بالأخصّ كسانى كه داراى وظيفهء بيان اين گونه مسائل بودهاند و از گفتن آن غفلت يا تغافل ورزيدهاند ، بايد از عمل خود سخت غمگين و شرمسار باشند .
آيا سزاوار است امير عالَم هستى كه عالِم به همهء نيازمندىها در اين منظومه و همهء منظومهها و كهكشانهاست در ميان ما باشند و ما از آن حضرت غافل باشيم ؟
آيا سزاوار است قواى مغزى ميلياردها انسان بر اثر پنهان بودن نور خدا
همچنان در پردهء ظلمت قرار داشته باشد ؟
آيا سزاوار است ميلياردها انسان هر يك جام جهان نمائى به نام قلب
با خود همراه داشته باشند و از عظمت آن بىخبر باشند ؟
آيا در چه زمانى قلبها به حيات اصلى خويش بازمىگردند و با زندگى عالى انسانى به معناى واقعى آشنا مىشوند ؟
آيا در چه دورانى انسانها به عظمت قلب خويش و آن آئينهاى كه با آن مىتوانند جهانى را مشاهده كنند آگاه مىشوند ؟
آيا در كدامين زمان تحرّكى در عقل و خرد و انديشهء انسانها پديد مىآيد و جامعهء بشريّت با گسترش دانش به مقامات عالى و والاى علمى راه پيدا مىكند ؟
آيا در كدامين روزگار انسانها بر اثر آشنا شدن با نور خدا
، تيرگىها و تاريكىها ، زورگويىها و تزويرها را كنار نهاده و به حكومت عادلانهء الهى كه جهانى خواهد بود مىرسند ؟
آيا چه زمانى . . . و آيا چه زمانى . . . آيا اينها همه ، جز در حكومت حضرت بقيّة اللَّه ارواحنا فداه ميسّر است ؟ پس چرا شُكوه آن زمان را احساس نمىكنيم ؟ و چرا از تيرگى اين زمان شِكوه نمىنمائيم ؟
چرا از وضع جهان در آينده « 1 » آگاهى نداريم ؟ و چرا به وظيفههاى دوران غيبت عمل نمىنمائيم ؟ !
هامش
( 1 ) . رجوع كنيد به اثر ديگر مؤلّف : « دولت كريمهء امام زمان ارواحنا فداه » .