تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
وَلاتَزيدُهُ كَثْرَةُ الْعَطآءِ إِلّا جُوداً وَكَرَماً ، إِنَّهُ هُوَ الْعَزيزُ الْوَهَّابُ . نمىشود ، و بخشش زيادش تنها باعث افزايش بخشش و كرم و بزرگوارى او مىشود ؛ همانا او ، تنها عزّتمند بسيار بخشنده است . أَللَّهُمَّ إِنّي أَسْئَلُكَ قَليلًا مِنْ كَثيرٍ مَعَ حاجَةٍ بي إِلَيْهِ عَظيمَةٍ ، بارالها ؛ از تو مىخواهم اندكى از بسيار را به طورى كه به اين اندك بسيار نيازمندم ؛ و تو از وَغِناكَ عَنْهُ قَديمٌ ، وَهُوَ عِنْدي كَثيرٌ ، وَهُوَ عَلَيْكَ سَهْلٌ يَسيرٌ . قديم بىنياز از اينها بوده‌اى و اين اندك ، نزد من بسيار زياد و ارزشمند است و براى تو ( برآوردنش ) هيچ كارى ندارد و كم و آسان مىباشد . أَللَّهُمَّ إِنَّ عَفْوَكَ عَنْ ذَنْبي ، وَتَجاوُزَكَ عَنْ خَطيئَتي ، وَصَفْحَكَ بارالها ؛ واقعيّت آن است كه بخشش تو نسبت به گناه من ، و گذشت تو از اشتباه من ، و چشم‌پوشى تو عَنْ ظُلْمي ، وَسَتْرَكَ عَلى قَبيحِ عَمَلي ، وَحِلْمَكَ عَنْ كَثيرِ جُرْمي ، از ستم من ، و پوشش تو بر رفتار زشت من ، و بردبارى تو نسبت به جرم سنگين و بسيار من عِنْدَ ما كانَ مِنْ خَطَئي وَعَمْدي ، أَطْمَعَني في أَنْ أَسْئَلَكَ ما لا چه از روى عمد انجام داده‌ام ، و چه به طور اشتباهى مرتكب شده‌ام ؛ باعث شده است باز هم طمع كنم و اقدام به أَسْتَوْجِبُهُ مِنْكَ ، الَّذي رَزَقْتَني مِنْ رَحْمَتِكَ ، وَأَرَيْتَني مِنْ درخواست چيزى از تو نمايم كه سزاوار آن نيستم ؛ همان چيزى كه از رحمتت نصيبم ساختى ، و از قُدْرَتِكَ ، وَعَرَّفْتَني مِنْ إِجابَتِكَ ، فَصِرْتُ أَدْعُوكَ امِناً . وَأَسْئَلُكَ قدرتت نشانم دادى ، و از پاسخ‌گوييت كه به من شناساندى ؛ بدين‌سان ، با آرامش تو را مىخوانم . و نيز از تو مىخواهم مُسْتَأْنِساً لاخآئِفاً وَلا وَجِلًا ، مُدِلًّا عَلَيْكَ فيما قَصَدْتُ فيهِ در حالت انس با تو ، نه با ترس و هراس ، و با اطمينان خاطر به سوى تو در آنچه به خاطر آن آهنگ تو كردم ، إِلَيْكَ ، فَإِنْ أَبْطَأَ عَنّي عَتَبْتُ بِجَهْلي عَلَيْكَ ، وَلَعَلَّ الَّذي أَبْطَأَ پس اگر دير پاسخم را دادى ، با نادانيم بر تو عتاب و سرزنش كنم ؛ با آن كه احتمال قوى مىرفت چيزى كه در دادنش عَنّي هُوَ خَيْرٌ لي ، لِعِلْمِكَ بِعاقِبَةِ الْامُورِ ، فَلَمْ أَرَ مَوْلًى كَريماً به من تأخير كردى برايم بهتر باشد ؛ زيرا ، تو پايان همهء كارها را مىدانى ؛ پروردگارا ؛ هيچ مولاى كريم و بزرگوارى را أَصْبَرَ عَلى عَبْدٍ لَئيمٍ مِنْكَ عَلَيَّ يا رَبِّ ، إِنَّكَ تَدْعُوني فَاوَلّي بر بندهء پستى شكيباتر از تو بر خود نديدم . پروردگارا ؛ تو مرا دعوت مىكنى ، ولى من روى مىگردانم ؛