دوستى داشتم كه با حضرت حجّت صلوات اللَّه عليه در ارتباط بود و گاهى پيش من مىآمد و تا اوّل انقلاب در ايران ، پيوسته باهم ارتباط داشتيم ؛ ولى پس از انقلاب ، پيش من نيامد و او را زيارت نكردم . به هر حال زمانى براى من مشكلى پيش آمده بود و در همان ايّام با او در ميان گذاشتم و حلّ آن را از او درخواست كردم . آن مشكل اين بود كه بعضى از طلبهها و نيز افراد ديگر به من مراجعه مىكردند و كمك مىخواستند ، و من بعضى از آنها را نمىشناختم و به همين دليل شك مىكردم كه بايد به آنان كمك كنم ، يا نه ؟
چون اگر به كسى كه او را نمىشناسم كمك كنم ممكن است مستحقّ نباشد و در صورت كمك نكردن ، اين احتمال وجود دارد كه او محتاج و مستحقّ واقعى باشد .
وقتى اين مشكل را با ايشان - كه با امام زمان صلوات اللَّه عليه در ارتباط بودند - در ميان گذاشتم ، به من گفتند : من إن شاء اللَّه جواب را از امام ارواحنا فداه برايتان مىآورم .
وى از پيش من رفت و بعد از چند روز برگشت و دعايى از طرف حضرت حجّت ارواحنا فداه به من عطا كرد و گفت : اگر كسى از تو چيزى خواست و تو او را نمىشناختى اوّل اين دعا را بخوان و بعد به او چيزى بده . همانا حضرت حجّت ارواحنا فداه فرمودند :
وقتى كه اين دعا را بخواند امكان ندارد مراجعه كننده بتواند اين مال را در جايى كه رضاى ما نباشد مصرف كند .
و آن دعا مختصر بود و من مكرّر شاهد بودم كه آن مرحوم هنگامى كه شخص ناشناسى به ايشان مراجعه مىكرد آن را مىخواندند .
غرض از نقل اين قضيّهء مهمّ - كه پذيرش آن براى بعضى مشكل است - اين بود كه بدانيد همهء آنچه كه از ناحيهء مقدّسه صادر شده به دست ما نرسيده است و بسيارى از دعاها و زيارات و نمازها در قلب پاك دوستان آن حضرت مانده و براى مردم ظاهر نكردهاند تا وارد خاك شدهاند .
محدّث نورى رحمه الله مىفرمايد : گروهى از علماى مورد اعتماد به من خبر دادند كه صاحب الأمر ارواحنا فداه را در حال بيدارى ديدهاند و معجزات متعدّدى را از آن حضرت مشاهده كردهاند و آن حضرت بسيارى از اخبار غيبى را به ايشان خبر داده
الصحيفة المهدية (صحيفه مهديه) (فارسى) — صفحة 21
مساهمون: سيد مرتضى مجتهدى سيستانى
ص٢١