افزايش يافته است و افزايش برخى از نرخها به 200 برابر رسيده است با توجّه به اين نكته كه رشد جمعيّت ، دليلى براى افزايش نرخها نيست مخصوصاً با اين همه تفاوت ! « 1 »
افزايش نرخها فقط در ايران نيست ؛ بلكه در كشورهاى ديگر نيز گرانى ، افراد ضعيف را از پاى درمىآورد و بالا رفتن نرخها حتّى در كشورهايى مانند آمريكا ، ژاپن و . . . كه خود را پيشرفته مىدانند وجود دارد . « 2 »
افزايش ناگهانى نرخها دليل بر اين است كه سياست اقتصادى آنان قدرت بر كنترل و مهار كردن قيمتها و به وجود آوردن تعادل را ندارد .
ابرثروتمندان نه تنها از افزايش نرخها غمى به دل راه نمىدهند ؛ بلكه آنها خود طرّاح اصلى اين گونه اقتصادِ بيمار مىباشند تا با افزايش قيمتها ، سرمايههاى كلان خود را چند برابر نمايند ؛ زيرا « دزد ، بازار آشفته مىخواهد » .
در اين ميان تودههاى ضعيف پايمال زرمندانِ زورمند مىشوند و كاش با اين همه تزوير آنها را نمىپذيرفتند ! پس زر و زور و تزوير از آنِ دزدان بازار آشفتهء اقتصاد جهان است و گرسنگى از آنِ بيش از 800 ميليون گرسنه در جهان ! و فقر و تنگدستى از آنِ نيمى از مردمان دنيا !
به اين گزارش توجّه كنيد :
« صندوق بين الملل پول : بيش از 3 ميليارد نفر در جهان با كمتر از يك دلار در روز ، زندگى مىكنند . خبر ديگرى حاكى است كه يك ميليارد نيز ، كمتر از
هامش
( 1 ) . هزينهء زندگى در ايران در 20 سال گذشته ، 100 برابر شده است در حالى كه دستمزدها 55 برابر افزايش يافتهاند .
بر اين اساس و بر اساس خطّ فقرى كه بانك مركزى اعلام كرد ( هر كس درآمدش كمتر از 185 هزار تومان باشد فقير محسوب مىشود ) 15 % جمعيّت ايران از فقر مطلق و 45 % از فقر نسبى رنج مىبرند . همچنين مخارج واقعى خوراك خانوادههاى شهرى در دو دههء اخير ، بيش از 43 % كاهش يافته است . ( آمارها پرده برمىدارند : 82 )
( 2 ) . رجوع كنيد به روزنامهء دنياى اقتصاد : 4 آبان 1383 صفحهء 4 ، و روزنامهء پول : 4 آبان 1383 صفحهء 4 .