ومغاربها ، ولأسخرنّ له الرّياح ، ولُاذلّلنّ له السحاب الصعاب ، ولُارقينّه في الأسباب ، ولأنصرنّه بجندي ، ولُامدّنّه بملائكتي ، حتّى يعلن دعوتي ، ويجمع الخلق على توحيدي ، ثمّ لأديمنّ ملكه ، ولأداولنّ الأيّام بين أوليائي إلى يوم القيامة . « 1 »
گفتم : اى پروردگار ؛ اينان اوصياى من بعد از من هستند ؟
پس ندا شدم : اى محمّد ؛ اينان اولياء من و دوستان من و برگزيدگان من و حجّتهاى من بعد از تو بر خلق من هستند و آنان اوصياء تو و جانشيان تو و بهترين خلق من بعد از تو مىباشند .
سوگند به عزّتم و سوگند به جلالم ؛ حتماً دينم را به وسيلهء آنان ظاهر مىسازم و كلمهء خود را به وسيلهء آنان برتر مىنمايم و حتماً زمين را به وسيلهء آخرين آنان از دشمنانم پاك مىسازم و حتماً او را مالك بر مشرقهاى زمين و مغربهاى آن مىگردانم و حتماً بادها را در تسخير او درمىآورم و حتماً ابرهاى سخت را براى او رام مىسازم و حتماً او را در وسيلهها بالا مىبرم و حتماً او را با لشكر خودم يارى مىنمايم و حتماً او را به وسيلهء ملائكهء خود مدد مىكنم تا دعوت مرا آشكار ساخته و همهء خلق را بر اعتقاد به توحيد و يكتايى من گرد آورد . سپس ملك او را پايدار ساخته و ايّام را تا روز قيامت ميان دوستانم مىگردانم .
همان گونه كه ديديد ، در اين روايت از مطالب مهمّى صحبت شده است : از عظمت مقام ائمّهء اطهار عليهم السلام ، از فضيلت و برترى آنان ، از ظاهر شدن دين اسلام توسّط آنان ، از پاكسازى زمين از دشمنان به وسيلهء آخرين آنان ، از ابرهاى فضانورد ، از وسيلههاى صعود به آسمانها ، از ارتش خداوند ، از معتقد شدن همهء خلق بر يكتايى خداوند و از حكومت واحد جهانى و پايدارى آن تا روز قيامت و . . .
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار : 52 / 312 .