قرآن ، اطاعت ظاهرى بدون همراهى دل را از پيامبر خدا كافى نمىداند بلكه تسليم قلبى در برابر حكم پيامبر را شرط ايمان مىشناسد و مىفرمايد :
فَلا وَ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً
« 1 » « پس چنين نيست به پروردگار تو سوگند آنان ايمان نياوردهاند تا آنكه تو را براى حل اختلافهاى خود حاكم قرار دهند آنگاه احساس دلتنگى در خويش نسبت به قضاوت تو نكنند و تسليم بىچون و چراى تو باشند » .
قرآن در برابر اطاعت خدا و رسول اطاعتهاى ديگر را مشروط كرده است به طور نمونه در قرآن اطاعت پدر و مادر ، مشروط به دعوت به توحيد و عدم شركورزى است . « 2 »
بنابراين قرآن كريم مؤمنان را به اطاعت بىچون و چراى خدا و رسولش فرا مىخواند ، تسليم آنان به اين اطاعت را نشانه ايمان مىشناسد « 3 » و مؤمنان را از سرپيچى از اين اطاعت برحذر مىدارد « 4 » و بر اين اطاعت آثارى فراوان نويد مىدهد مانند « پاداش نيكو » ، « 5 » « ورود به بهشت » ، « 6 » « رستگارى بزرگ » ، « 7 » « برخوردارى از رحمت خدا » « 8 » و . . . قرآن كريم آثار اين اطاعت را در آياتى متعدد گوشزد كرده است .
آيه مورد بحث اطاعت اولى الامر را هم رديف اطاعت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به طور مطلق و بدون قيد و شرط قرار داده است . ازاينرو بايد تمام اين امور يادشده نيز براى اطاعت اولى الامر جارى باشد يعنى اطاعت او اطاعت خدا قلمداد شود ، با اطاعتش اهداف رسالت انبيا تحقق يابد و مؤمنان بايد از سرپيچى از اين اطاعت برحذر باشند تا به آثار و بركات نامبرده در اطاعت خدا و رسول ، دست يابند ؛ چنين اطاعتى جز با مقام عصمت اولى الامر سازگار نيست اگر اولى الامر معصوم نباشند نمىتوان به اطلاق اطاعت آنان ملتزم شد و شرايط و آثار اطاعت خدا و رسولش را در مورد آنان
هامش
( 1 ) . نساء ، 65
( 2 ) . عنكبوت ، 8
( 3 ) . نور ، 51
( 4 ) . انفال ، 20 ؛ محمد ، 33
( 5 ) . فتح ، 16
( 6 ) . نساء ، 13
( 7 ) . احزاب ، 71
( 8 ) . نور ، 56