تفاسير و باارزشترين آنهاست « 1 » با پنج طريق شأن نزول اين آيه را نقل مىكند ، جملگى اين احاديث درباره امام على است سه حديث نص در اين معناست ( از جمله يكى از مجاهد - مجاهد بن جبر از تابعين - كه ابن تيميه او را آيت در تفسير مىشناسد . « 2 » ) و دو حديث به صورت قدر متيقن ، « 3 » سيوطى نيز حديثى ديگر از طبرى از « ابن عباس » نقل كرده كه گفته است : شأن نزول اين آيات درباره امام على عليه السّلام است ، « 4 » ليكن هم اكنون در تفسير طبرى چنين حديثى نيست ! !
باز همينطور « ابن ابى حاتم » نيز با دو سند يكى از عتبة بن ابى حكيم ( از تابعين م / 147 ق ) و « سلمة بن كهيل » ( از تابعين م / 121 ق ) اين حديث را نقل كرده است . « 5 » پس چطور « ابن تيميه » مىگويد : دانشمندان بزرگ از اهل تفسير مانند ابن جرير و ابن ابى حاتم ، اين احاديث ساختگى را ذكر نكردهاند ؟ ! بلكه اين سند « ابن ابى حاتم » به « سلمة بن كهيل » است كه تمام افراد سند آن در ديدگاه دانشمندان علم رجال اهل سنت ، مورد وثاقت ، صدق و راستىاند .
ابن ابى حاتم سند خود را چنين مىآورد :
حدثنا ابو سعيد الأشج ، حدثنا الفضل بن دكين ابو نعيم الاحول ، حدثنا موسى بن قيس الحضرمى عن سلمة بن كهيل قال : « تصدق على عليه السّلام بخاتمه و هو راكع فنزلت :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ . . .
» .
ابن ابى حاتم با اين سند از سلمة بن كهيل نقل مىكند كه گفته است :
« على [ عليه السّلام ] انگشتر خود را [ به نيازمند ] در حال ركوع صدقه داد پس اين آيه نازل شد :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ . . .
. »
افراد اين سند عبارتند از :
الف ) ابو سعيد بن الأشج ( م / 257 ق ) : ابو حاتم درباره او مىگويد : « ثقة صدوق امام
هامش
( 1 ) . ابن تيميه ، التفسير الكبير ، ج 2 ، ص 228
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 237
( 3 ) . ر . ك : محمد بن جرير طبرى ، جامع البيان ، ج 6 ، ص 186 .
( 4 ) . ر . ك : الدر المنثور ، ج 3 ، ص 105 .
( 5 ) . ر . ك : عبد الرحمن ابن ابى حاتم ، تفسير القرآن العظيم ، ج 4 ، ص 1162 ، ح 6547 و ح 6551 .