بسيار زيبا و وزين را ارائه مىكند ، و مىنويسد :
تنها بخشهايى از آيه كه مىتوان مدح و ستايش ابو بكر را از آن استفاده كرد ، فقره « ثانى اثنين » و « لصاحبه » است و گواينكه بپذيريم هم رديف پيامبر قرار گرفتن و در شمارش و مصاحب با او بودن ، جزو افتخارات و ارزشهايى باشد كه همگان در پى آنند . امّا اين ويژگى تنها يك ارزش و فضيلت اجتماعى است كه در نگرش و عرف جامعه داراى قدر و قيمت است ؛ ولى در فرهنگ قرآن اين گونه امور از هيچ ارزش و بهايى برخوردار نيست ، در عرف قرآن تنها چيزى كه ملاك ارزشگذارى و ارجمندى است عبوديت و تقوا است ، خداوند به قلبها نظر مىكند نه به رفتار ظاهرى و جايگاه اجتماعى انسانها ، خداوند پيرامون صفات و برجستگىهاى اصحاب پيامبر مىفرمايد :
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً . . .
سپس در ادامه آيه يك قاعده و ملاك كلى را براى تمايز اصحاب در پيشگاه الهى ارائه مىكند و مىفرمايد :
. . . وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظِيماً
« 1 » آن مدح و ستايش صدر آيه و اين قيد و محدوديت ذيل آيه قابل تأمّل و تدبّر است . « 2 »
از همين رو - كه ارزشگذارى در عرف جامعه با ارزشگذارى در فرهنگ قرآن متفاوت است - فضيلت خوابيدن امام على عليه السّلام در بستر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ( كه هم زمان با هجرت ابو بكر با پيامبر بود ) با مصاحبت ابو بكر با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قابل مقايسه نيست چون قرآن آن خوابيدن را براى
ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
« 3 » مىداند كه امرى قلبى و معيار ارزش و سعادت قرآنى است . ازاينرو شخص امام على عليه السّلام نيز به اين آيه براى مناقب خود استدلال كردهاند . « 4 »
د ) لا تحزن : در اينكه ابو بكر براى چه چيزى نگران بوده ، دو احتمال مىتوان داد :
الف ) براى پيامبر . ب ) براى جان خودش ؛ بنابراين صرف محزون بودن ابو بكر دلالت بر اخلاص و شفقت او نسبت به پيامبر نمىكند ، چون امكان دارد نگرانى او براى جان
هامش
( 1 ) . فتح ، 29
( 2 ) . الميزان ، ج 5 ، ص 295 ، 296
( 3 ) . بقره ، 207
( 4 ) . ر . ك : على حويزى ، نور الثقلين ، ج 2 ، ص 218 - 221 .