معناى شايع آن ) محسوب كرد و آن را جزو شاخصههاى تفسير ناميد عبارت است از :
1 . تفسير در حيطه الفاظ و ظواهر قرآن براى درك مراد خداست .
2 . تفسير در جايى صدق مىكند كه نوعى ابهام و خفا در كلام به كار رفته است و مفسر درصدد پردهبردارى و كشف از مقصود خداوند برمىآيد . بنابراين در جايى كه معانى زودرس ، و مراد خداوند آشكار است ، تفسير اصطلاحى ناميده نمىشود زيرا مفسّر كشفى صورت نداده و پرده برنيانداخته است . « 1 »
پس در تفسير سخن از استنباط و كشف معناى پوشيده است و نياز به تأنّى و تأمّل عقلى دارد « 2 » تا مراد خدا درك شود ازاينرو مفسّر بايد تمام شواهد و قرائن درونى و بيرونى كلام را لحاظ كند و هر كدام را در جاى خود مورد بررسى و مطالعه
هامش
( 1 ) . ر . ك : سيد حسن امين ، دائرة المعارف الاسلامية الشيعية ، ج 3 ، ص 47 ، مقالة التفسير ؛ شيخ محمد حسين اصفهانى ، مجد البيان ، ص 43 ، 44 ؛ روششناسى تفسير قرآن ، زير نظر محمود رجبى ، ص 12 - 23 .
( 2 ) . به طور نمونه در پرسشهاى زير دقت كنيد :
در آيهإِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ( النحل ، 128 ) اين معيّت چه نوع معيّتى است آيا همسان با معيّت در آيه شريفه. . . وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ . . .( الحديد ، 4 ) است ؟
در آيه شريفه :وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ . . .( حشر ، 19 ) مراد خداوند از اينكه مىفرمايد : آنان را از ياد خودشان مىبرد به چه معناست ؟ چه رابطهاى بين خدافراموشى و اين نوع از خودفراموشى است ؟ و . . .
در آيه :. . . إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ( يس ، 82 ) سخن خدا در اينجا به چه معناست ؟
چگونه به يك چيزى كه هنوز حادث نشده ، خطاب مىشود ؟ مخاطب اين خطاب چه مرتبهاى از وجود دارد ؟ و . . .
آيه :وَ ذَرُوا ظاهِرَ الْإِثْمِ وَ باطِنَهُ . . .( انعام ، 120 ) باطن گناه چيست آيا مراد از گناه پنهان از قبيل اضافه صفت به موصوف است ؟
آيه :إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ( بقره ، 124 ) ، كلماتى كه خداوند ابراهيم را با آنها آزموده چيست ؟ امامت به چه معناست ؟ ظالمان در اين آيه چه كسانى هستند ؟ و . . .
درك مراد خدا از اينها و صدها آيه ديگر به انضمام آياتى كه كليات احكام را بدون بيان جزئيات آورده مبهمات قرآن الفاظ غريب و مشكل ، وجوه گوناگون كلمه و . . . بدون تأنى و تأمل عقلى با در اختيار داشتن تمام امكانات لازم ، ميسور نيست ازاينرو تفسير ، استنباط نظرى است و بايد دليلى استوار بر جواز آن ارائه شود .