تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير تطبيقى (فارسى) — صفحة 20

مساهمون:

ص٢٠

واژه‌شناسى تفسير

« تفسير » در لغت

تفسير مصدر باب تفعيل از ماده « ف . س . ر » است و فسر در كتابهاى لغت به « بيان » ، « 1 » « ابانه » ، « 2 » ، « جدا كردن » ، « 3 » « پيدا و آشكار ساختن امر پوشيده » ، « 4 » « اظهار معناى معقول » « 5 » و مانند آن معنا شده است . برخى از لغت‌شناسان تفسير را مانند فسر و جمعى آن را مبالغه معناى « فسر » دانسته‌اند . « 6 » آنچه در تمام اين معانى مشترك است همان آشكار كردن و ابراز نمودن است و اگر به معناى جدا كردن و مانند آن معنا شده با دقت به همان معنا بر مىگردد مثلا در جدا كردن نيز نوعى ابراز و كشف نهفته است كاربرد حقيقى واژه تفسير ويژه قرآن نيست بلكه به مطلق كلام و مفاهيم الفاظ نيز اختصاص ندارد هر چند در اثر كثرت استعمال هرگاه اين كلمه بدون قيد و قرينه به كار رود ، از آن تفسير قرآن متبادر مىشود .

« تفسير » در قرآن

كلمه تفسير تنها يك‌بار در قرآن به كار رفته كه در آن خداى متعال پس از بيان برخى از بهانه‌ها و ايرادهاى كافران در برابر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و پاسخ به آن مىفرمايد :
وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً
؛ « 7 » « براى تو مثلى نمىآورند جز آنكه ما [ در برابر آن ] مثل حق و با تفسير نيكوتر مىآوريم » مفسران در معناى كلمه
هامش
( 1 ) . اسماعيل جوهرى ، الصحاح ؛ ابن منظور ( محمد بن مكرم ) ، لسان العرب ؛ فخر الدين ، مجمع البحرين ( ذيل فسر ) ( 2 ) . مجد الدين فيروزآبادى ، القاموس المحيط ؛ محمد مرتضى زبيدى ، تاج العروس ( ذيل فسر ) ( 3 ) . عبد الرحيم صفىپور ، منتهى الارب ( ذيل ماده فسر ) ( 4 ) . لسان العرب ؛ القاموس المحيط ؛ تاج العروس ( ذيل ماده فسر ) ( 5 ) . حسين راغب اصفهانى ، مفردات ، ص 380 ( 6 ) . محمد ابن دريد ، جمهرة اللغة ؛ ج 2 ، ص 718 ؛ لسان العرب ؛ القاموس المحيط ؛ تاج العروس ( ذيل فسر ) ( 7 ) . فرقان ، 33 .
تفسير تطبيقى (فارسى) — صفحة 20 | فتح الله المحمدي ( نجارزادگان )