رسول داشت . « 1 »
از طرفى مگر « عمر » در اذان بدعت نگذاشت و « حيّ على خير العمل » را از آن برنداشت و عبارت « الصلاة خير من النوم » را افزون نكرد ؟ !
مگر « عمر » بدعت نگذاشت و سهم « المؤلّفة قلوبهم » را به مخالفت خدا و رسول از زكات لغو ننمود ؟
آيا « عمر » بدعت ننهاد و متعهء حجّ را به مخالفت خدا و رسول حرام نكرد ؟ !
آيا « عمر » بدعت ننهاد و متعهء زنان را به مخالفت خدا و رسول حران نكرد ؟ !
آيا « عمر » بدعت ننهاد و اجراى حدّ بر جنايتپيشهء زناكار ( يعنى خالد بن وليد ) تعطيل نكرد و به مخالفت با خدا و رسول در مورد وجوب اجراى حدّ بر زناكار و قاتل نپرداخت ؟ ! . . . و ديگر بدعتهاى شما سنّيان ؛ اى پيروان عمر ! حالا آيا شما اهل بدعت هستيد يا ما شيعيان ؟ !
شاه به وزير گفت : آيا بدعتهاى « عمر » كه علوى برشمرد واقعيّت دارد ؟ !
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى : باب نماز تراويح ، الصواعق ابن حجر ، عسقلانى در كتاب ارشاد السارى في شرح صحيح البخارى : 5 / 4 در ذيل گفتهء عمر « نعمت البدعة هذه » مىنويسد : « عمر » اين را بدعت ناميد ، چون رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چنين سنّتى نداشت و در زمان « ابابكر » نيز چنين عمل نمىشد . . . .