گذاشتن تعصّب جاهلى و مخالفت با هواى نفس است ، و مردم پيروان هواى نفسند و از باطل پيروى مىكنند ، مگر عدّهء بسيار اندكى كه مؤمناند .
سيّد علوى پردهء سكوت را دريد و فرمود :
اى پادشاه ! وزير و عبّاسى و تمام عالمانى كه در اينجا هستند درستى سخن مرا مىدانند و از حقيقت گفتارم آگاهند ؛ و اگر اينها هم بخواهند انكار كنند در بغداد عالمانى هستند كه بر درستى سخن من و حقيقت آن گواهى بدهند . از سويى ، در گنجينهء كتابهاى اين مدرسه ( نظاميّه ) كتابهايى وجود دارد كه درستى گفتار مرا تأييد مىكنند و مدارك و مصادر معتبرى هست كه به طور آشكار درستى و حقيقت سخنان مرا تأييد مىكند .
. . . اگر اينان اعتراف مىكردند كه سخن من درست است كه مطلوب حاصل است ، و اگر اعتراف نكنند من همين الان برايت كتابها و مصادر و شاهدانى را حاضر مىكنم .
پادشاه به وزير رو كرد و گفت : آيا سخن علوى درست است كه كتابها و مصادرى وجود دارد و تصريح به درستى سخنان و احاديث او مىكند ؟ !
وزير گفت : بلى !
شاه گفت : پس چرا در آغاز سكوت كردى ؟ !
وزير گفت : زيرا من خوش ندارم نسبت به ياران رسول
مؤتمر علماء بغداد (اين است راه حق يا كنگره عالمان بغداد) (فارسى) — صفحة 44
مساهمون: مقاتل ابن عطية
ص٤٤