را بكشيد ؛ خدا او را بكشد ؛ نعثل نابود و از رحمت حقّ به دور باد » .
همچنين ، عثمان صحابى جليل القدر پيامبر صلى الله عليه و آله يعنى عبداللَّه بن مسعود را ضرب و شتم كرد به گونهاى كه به فتق مبتلا شد و در بستر بيمارى افتاد و در اثر همان ضربهها از دنيا رفت !
همچنين ، اباذر غفارى ، آن يار ارجمند پيامبر صلى الله عليه و آله را اخراج و تبعيد كرد و يك يا دو بار از مدينهء منوّره به شام فرستاد و بار ديگر او را به صحراى ربذه - بيابان بىآب و علفى بين مكّه و مدينه - تبعيد كرد تا بالاخره ابوذر از شدّت گرسنطى و تشنگى در ربذه از دنيا رفت و اين در حالى اتّفاق افتاد كه عثمان در بيت المال مسلمانان غوطهور بود و آن را بين خويشان اموى و مروانى خود تقسيم مىكرد . اباذر ، همان كسى بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در موردش فرمود :
ما أظلّت الخضراء ولا أقلّت الغبراء على ذي لهجة أصدق من أبي ذر . « 1 »
آسمان سايه نيفكنده و زمين برنداشته كسى را كه راستگوتر از ابوذر باشد .
در پى اين سخنان ، پادشاه از وزير پرسيد : آيا سخنان علوى درست است ؟ !
هامش
( 1 ) . الغدير : 8 / 294 ، 299 ، 305 ، 306 .