آنها برپا داشتن معبد و قربانگاه و مجسمه خدايان ( بت ) را جايز نمىشمارند . ولى براى خدا بر بلندترين قلههاى كوه و براى خورشيد و ماه و زمين و آب و باد قربانى مىكنند ؛ اما بدون مغ اجازه تقديم قربانى ندارند . پس آنكه كمى صبر كرد ، قربانىكننده گوشت را با خود برده مصرف مىكند .
هردوت مىافزايد : مغان مردههاى خود را در فضاى باز مىگذارند كه پرندگان يا سگها آن را بدرند ولى ايرانيها مردههاى خود را موميايى كرده دفن مىكنند .
2 . گزنفون كه كمى پس از هردوت به ايران سفر كرده است ، راستى و درستى را در بين ايرانيان مىستايد و مىنويسد كه آنها دروغ و دورويى را سخت ناپسند مىدانند .
3 . ديوژن « 1 » نويسنده يونانى سده سوم ميلادى مىنويسد پس از زرتشت دوران درازى تا فتح اسكندر ، مغان جانشين او شدند . « 2 »
دخمه زرتشتيان
هامش
( 1 ) .Diogenes.
( 2 ) . مهندس جلال الدين آشتيانى ، زرتشت مزديسنا و حكومت ، ص 309 - 313 .