از پيوند خويش با هستى بارآور ، شادمان بودند و چنين موهبتى را مىستودند .
زرتشت در سرودههاى گاثا حتى كشتن و خون ريختن چارپايان و حيوانات را زشت مىشمرد و آن را سنت ديوان و اهريمنان مىداند : « مزدا به آنان كه چارپا را با خروش شادمانى به خون مىكشند ، نفرين مىفرستد . » « 1 » او « دروغ » را در اشعار خويش ، مادر همهء پليديها مىخواند و دستاورد بدكاران :
« مبادا كسى از شما به گفتار و آموزش « دروغپرست » گوش فرا دهد ؛ چه [ آن سياهكار ] به خانمان و روستا و كشور ، ويرانى و تباهى رساند .
[ هان اى مردم ! ] ساز نبرد كنيد و [ دروغپرستان ] را [ با جنگ و ستيز ] از مرز و بوم خويش برانيد ! » « 2 » او كه در سراسر اشعار و نيز تعاليمش ، همواره از صلح و دوستى و مهربانى ، ستايشها مىكند ، ستيز و نبرد را تنها با دروغگويان مورد تأكيد قرار مىدهد زيرا دروغپرستانند كه زندگى را تباه كنند و مىكوشند تا كدبانوان و كدخدايان را از رسيدن به بخشايش ايزدى بازدارند .
« اى مزدا ! آنان پيروان راستى را از بهترين منش ، روگردان سازند . » « 3 »
هامش
( 1 ) . سپنتمد گاثا - يسنا ، هات 32 ، پاره 12 .
( 2 ) . سپنتمد گاثا - يسنا ، هات 21 ، پاره 18 .
( 3 ) . سپنتمد گاثا - يسنا ، هات 32 ، پاره 11 .