الْمُؤْمِنِينَ وَ بَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ
. « 1 » حضرت ابراهيم ( ع ) به هنگام مهاجرت از سرزمين شرك و بتپرستان به سوى خدا و سرزمينهاى مقدسى كه خانه خدا در آنها قرار داشت از خداوند خواست كه به او فرزند صالح و شايستهاى عطا فرمايد تا راه طولانى او را در اين مهاجرت ادامه دهد :
ربّ هب لى منّ الصّالحين ( پروردگارا ! فرزندى از صالحين به من موهبت فرما ) خداوند او را به نوجوانى حليم و بردبار بشارت داد ( فبشّرناه بغلام حليم ) .
اين نوجوان همان اسماعيل بود كه خداوند در ديگر آيات وى را از صالحين و صابرين و صديق خوانده است . « 2 » وقتى اسماعيل به سن بلوغ و جوانى مىرسد ، و عصاى دست پدر مىگردد و معاون وى در امور زندگى و با پدر به سعى و عبادت مىپردازد ، خداوند در خواب به حضرت ابراهيم ( ع ) فرمان مىدهد كه فرزندش را در راه خدا قربانى كند . اين خواب براى دوّمين و سومين بار تكرار مىشود .
گفته مىشود ابتدا در شب ترويه ( شب 9 ذىالحجه ) اين خواب را ديد و سپس در شب عرفه و شب عيد قربان اين خواب تكرار شد « 3 » و چون يكى از راههاى ارسال پيام الهى به پيامبران از طريق خواب بود ، تكرار خواب جاى ترديد باقى نگذاشت كه اين فرمان ، دستور خداست .
حضرت ابراهيم به بهترين وجه جريان خواب را با فرزندش در ميان مىگذارد :
- فرزندم [ چند شب است كه ] در خواب مىبينم كه تو را ذبح مىكنم بنگر چه مىبينى ؟
اسماعيل كه همگام با پدر در راه خدا سعى و ايثار و صبر و تسليم داشت اظهار داشت :
- اى پدر هر چه زودتر مأموريتت را اجرا كن كه ان شاء اللّه مرا از صابران خواهى
هامش
( 1 ) . صافات : 108 - 109 .
( 2 ) . انبياء : 85 - 86 .
( 3 ) . تفسير روح البيان ، برسوى ، ج 7 ، ص 472 .