تخطي إلى المحتوى الرئيسي

باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
آدم تا به هنگام غروب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرّع اشك مىريخت و وقتى كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئيل روانه صحراى مشعر الحرام شد و شب را در آنجا گذراند ، و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نيز با كلماتى به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه و بازگشت كرد . . . « 1 »

دريافت كلماتى از پروردگار

فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ
. آدم كلماتى را از پروردگارش دريافت كرد . در اين آيه تلقى ، يعنى فهم او آن را دريافت كرد و پذيرفت ! و كلمات ، جمع كلمه ، و كلمه اسم جنس است كه به هريك از اسم و فعل و حرف و نيز به قصيده و خطبه گفته مىشود . « 2 » در قرآن كلماتى كه از سوى خداوند به آدميان القا شده بر چند نوع است : 1 . كلمات نمايشى كه حضرت ابراهيم ( ع ) از پروردگارش آموخت و با آنها امتحان داد ، و آنگاه به صورت مراسم نمايشى حج به فرزندان و پيروان خود آموختند . مانند مراسم نمايشى قربانى و رمى جمرات و . . . در همين سوره مىخوانيم :
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً
. « 3 » و آنگاه‌كه ابراهيم را پروردگارش با كلماتى بيازمود و او آنها را به اتمام رساند خداوند فرمود : من تو را براى مردم امام قرار مىدهم . در روايت نيز آمده كه مراد از كلمات مراسم حج است . 2 . كلمات انسانى مانند عيسى كلمة الله كه به حضرت مريم القا شد ، كسى كه تمام گفتار
هامش
( 1 ) . سيد هاشم بحرانى ، تفسير البرهان ، ج 1 ، ص 86 . ( 2 ) . التبيان ، ج 1 ، ص 194 - 195 . ( 3 ) . بقره : 124 .
باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى) — صفحة 242 | عبد الكريم بى آزار شيرازى