تخطي إلى المحتوى الرئيسي

باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

سفر دريايى يونس ( ع )

إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ، فَساهَمَ فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ
. آنگاه‌كه يونس به سوى كشتى گران‌بار گريخت ، پس با آنان قرعه انداخت و او بيرون انداختنى شد . « 1 » يونس ( ع ) در بندر يافا سوار بر كشتى كه عازم ترشيش بود ، شد و يافا را به مقصد ترشيش ترك كرد . چون از ساحل دور شدند ، ناگهان دريا طوفانى گشت و كشتى را در غرقاب گرفتار ساخت . ملاح بنا به معتقدات خود گفت بايد بندهء گريزپايى در كشتى باشد ، كه سبب آشفتگى دريا گشته است . چند بار قرعه‌كشى كردند ، و قرعه به نام يونس افتاد ، براى نجات كشتى و ساير مسافرين او را به دريا افكندند .

يونس در كام ماهى

فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ
. « 2 » [ نهنگ ] ماهى او را يك لقمه كرد در حالى كه او مورد ملامت بود . نهنگى كه در آن حوالى بود ، به سرعت خود را به يونس رساند و او را همچون لقمه‌اى در كام خود فروبرد . يك نفر مكتشف اروپايى در مورد نوع ماهى كه حضرت يونس ( ع ) را بلعيده بود به مطالعه پرداخته و پس از سالها تحقيق به اين نتيجه رسيده است كه نوعى ماهى غضروفى به طول 15 متر در درياست كه به ندرت ديده مىشود به نام فرش سفيد يا ابو مطرفه ( يا ابو منقار ) و در حال حاضر نوع 8 مترى آن را مىتوان ديد . « 3 »
هامش
( 1 ) . صافات : 143 . ( 2 ) . صافات : 143 . ( 3 ) . فرهنگ قصص قرآن ، به نقل از كتاب مع الاسماك ، ص 126 .
باستانشناسى و جغرافياى تاريخى قصص قرآن (فارسى) — صفحة 90 | عبد الكريم بى آزار شيرازى