بَلْ لَهُمْ مَوْعِدٌ لَنْ يَجِدُوا مِنْ دُونِهِ مَوْئِلًا ( 58 ) بلكه ايشان را ميعادى است كه هرگز نيابند بجز او پناهى . تفسير : اين تأخير عذاب تا يك وقت معيّن است ؛ ليكن ممكن نيست كه مجرمى پيش از ورود وعدهء عذاب جائى پنهان شود ؛ چون وقت رسيد ، همه بسته شده « 1 » حاضر كرده مى شوند . وَ تِلْكَ الْقُرى أَهْلَكْناهُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جَعَلْنا لِمَهْلِكِهِمْ مَوْعِداً ( 59 ) و آن قريه ها را هلاك كرديم ، چون ستم كردند ؛ و مقرّر گردانيديم براى هلاك ايشان ميعادى . تفسير : قريه جات « 2 » عاد و ثمود را كه واقعات « 3 » آنها مشهور و معروف است بنگريد ؛ كه چون ظلم كردند ، بر وقت معيّن خود چه طور تباه و برباد كرده شدند ؛ همين طور ، بايد بترسيد كه به وقت رسيدن عذاب الهى ( ج ) هيچجايى پناه نخواهند يافت . وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى و ياد كن چون گفت موسى جوان خود را : هميشه راه مى روم تا آنكه
تفسير كابلى (فارسى) — صفحه 662
پدیدآورندگان: محمود حسن ديوبندى
ص۶۶۲
پاورقی
( 1 ) . دستگيرشده ، بازداشت شده
( 2 ) . قريه ها ، شهرهاى
( 3 ) . وقايع