شود ، و به تبليغ كدام قسمت « 1 » آن كتاب منقبض و ملول گردد : « فَلَعَلَّكَ تارِكٌ بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ » ( هود ، ركوع 2 ) . اگر به فرض محال در خاطر پيغمبر نسبت به كتاب و مستقبل آن وثوق و انشراح نهايت كامل پديد نيايد ، وى چگونه مىتواند فريضهء انذار و تذكير را با قوّت و جرأت ايفا نمايد ؟ ! لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ ( 2 ) تا ترسانى به آن ؛ و نصيحت است مؤمنان را تفسير : يعنى مطلب « 2 » از فرود آوردن كتاب اين است كه تو سراسر جهان را از مستقبل آن آگاه كنى ، و از انجام شرّ بترسانى ؛ و اين دربارهء مؤمنان يك پيغام و پند مؤثّر ثابت گردد . اتَّبِعُوا ما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ وَ لا تَتَّبِعُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ ( 3 ) پيروى كنيد آن را كه فرود آورده شد بر شما از جانب پروردگار شما ، و مكنيد پيروى بجز وى دوستان را ؛ اندكى ( پند مىپذيريد ) غور مىكنيد . تفسير : اگر انسان به تربيت عظيم الهى ( ج ) بر آغاز و انجام خويش و نتايج طاعت و معصيت ، چنان كه بايد ، غور نمايد ؛ گاهى « 3 » جرأت نمىكند كه هدايات فرستادهء پروردگار كريم را فرو گذارد و در رفاقت شياطين الانس و الجنّ رفتار كند . از اقوام سلف ، آنان كه در مقابل كتب و انبياى الهى چنين كردهاند ، كيفرى كه در دنيا به آنها رسيد ؛ آينده ذكر مىشود . وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً أَوْ هُمْ و بسا قريهها كه هلاك كرديمش ، كه رسيد بر آن عذاب ما شبانگاه ، يا وقتى كه ايشان
تفسير كابلى (فارسى) — صفحه 312
پدیدآورندگان: محمود حسن ديوبندى
ص۳۱۲
پاورقی
( 1 ) . هريك از قسمتهاى
( 2 ) . مقصود
( 3 ) . هيچگاه