بيچارگى شركاء ، ظاهر مىشود . كاش مشركان اين عاقبت مفتضح خود را در اين جهان نيز بدانند ! وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُ إِلَيْكَ وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً وَ إِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لا يُؤْمِنُوا بِها و از ايشان كيست كه گوش مىنهد بسوى تو ، و افگنديم بر دلهاى ايشان پردهها ، تا نفهمند آن را ؛ و نهاديم در گوشهايشان گرانى ؛ و اگر ببينند هر ( معجزه ) نشانه ، ايمان نيارند به آن ؛ تفسير : اين ، ذكر كسانى است كه به غرض عيبجويى و اعتراض ، به قرآن كريم و سخنان حضرت پيغمبر ( ص ) گوش مىنهادند « 1 » ، و مقصود آنها انتفاع از هدايت و پذيرفتن حق نبود . نتيجهء طبيعى اعراض مستدام از نصيحت و هدايت ، و تعطيل مسلسل وجدان ، اين شد كه عاقبت ، همه وسايل و قواى پذيرفتن از ايشان سلب گرديد ، و دلهايشان از دانستن حق محروم شد ؛ شنيدن پيام هدايت به گوشها گران افتاد ؛ ديدگانشان از نظر عبرت چنان ته شد كه با وجودى كه « 2 » هرگونه آيات را مىبينند ، توفيق ايمان نمىيابند . لطف اينجاست كه بر اين حال مرگ قانع و مسرورند ؛ بلكه به افتخار آن را آشكار مىكنند ! در ركوع اوّل سورهء « حم السجده » است : « فَأَعْرَضَ أَكْثَرُهُمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ . وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنا عامِلُونَ » . ازين آيت معلوم شد كه عدم انتفاع از سماع آيات و فراگرفتن پرده دلهايشان را ، نتيجهء اعراض خودشان بود ، و همين اعراض سبب حدوث اين كيفيّت شده است : « وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِ آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً كَأَنْ لَمْ يَسْمَعْها كَأَنَّ فِي أُذُنَيْهِ وَقْراً » ( لقمان ، ركوع اوّل ) . چون ترتيب نهادن مسبّبات بر اسباب ، جز حضرت آفريدگار جلّ و علا - كار
تفسير كابلى (فارسى) — صفحه 198
پدیدآورندگان: محمود حسن ديوبندى
ص۱۹۸
پاورقی
( 1 ) . گوش مىدادند ، گوش فرامىدادند ،
( 2 ) . با وجود آنكه