أَشْرَكُوا أَيْنَ شُرَكاؤُكُمُ الَّذِينَ كُنْتُمْ تَزْعُمُونَ ( 22 ) شرك آوردهاند : كجااند شريكان شما ( كه ايشان را به ظنّ اثبات مىكرديد ) كه در باب آنها دعوى داشتيد ؟ تفسير : كسانى كه دعوى مىكردند در الوهيّت شريك و هنگام شدايد شفيع و مددگار شمايند ؛ امروز ، در چنين شدّت و مصيبت كجا رفتهاند كه هيچ به كار شما نمىآيند ؟ ! ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا وَ اللَّهِ رَبِّنا ما كُنَّا مُشْرِكِينَ ( 23 ) پس نباشد فريب ( معذرت ) ايشان ، مگر آنكه گويند : به خداى كه پروردگار ماست ؛ كه ما نبوديم شركآورندگان ! تفسير : جز انكار واقعات « 1 » ، ديگر چاره ندارند معبودان باطل كه در محبّت و عقيدت آنها مفتون بودند ، حقيقت آن صرف اين قدر مىباشد كه از عقيدت و تعلّقى كه تمام عمر به آنها داشتند ، انكار ورزند . انْظُرْ كَيْفَ كَذَبُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ( 24 ) بنگر چگونه دروغ گفتند بر خود ، و گم گشت از ايشان آنچه افترا مىكردند . تفسير : از اين دروغ صريح ، غايت اختلال حواسّ مشركان و منتهاى درماندگى و
تفسير كابلى (فارسى) — صفحه 197
پدیدآورندگان: محمود حسن ديوبندى
ص۱۹۷
پاورقی
( 1 ) . واقعيّات ،