رَبِّ الْعالَمِينَ
( 2 )
آن خدائى كه پروردگار عالميان است .
تفسير : مجموعهء آفريدگان را « عالم » گويند ؛ از اين جهت است كه عالم به صيغهء جمع ذكر نمىشود .
اما جمعيت آن در اينجا براى توضيح از هر جنس عالم است چون : عالم جن ، عالم فرشته ، عالم انس و غيره ؛ تا نيك روشن گردد كه همه افراد عالم آفريدهء حضرت الهى ( ج ) « 1 » است .
الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ( 3 ) مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
( 4 )
بىاندازه مهربان ، نهايت بارحم خداوند روز جزاست .
تفسير : تخصيص روز جزا بدان جهت است كه در آن روز حوادثى مدهش و عظيم روى دهد ، و چنان باشد كه بدان هيبت و عظمت نه روزى گذشته باشد و نه باز بيايد ؛ روزى كه جز ذات اقدس كبريائى ديگرى را هيچگونه سلطنت و اقتدارى نباشد :
« لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ، لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ » .
إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
( 5 )
خاص تو را مىپرستيم و خاص از تو يارى مىخواهيم .
تفسير : از اين آيهء كريمه برمىآيد كه استمداد جز از حضرت احديّت از ديگرى جايز نيست ؛ امّا ، كسى كه يكى از بندگان مقرّب الهى ( ج ) را غيرمستقل داند ، محض . « 2 » واسطهء رحمت الهى پندارد ، خاص به صورت ظاهرى ( غير حقيقى ) از وى استعانت كند ، باكى نيست ؛ زيرا ، اين گونه استمداد نيز در حقيقت همان استعانتيست كه از بارگاه احديّت مىشود .
هامش
( 1 ) - ( جلّ جلاله ) يا : ( جلّ و علا شأنه ) .
( 2 ) - فقط . . .