گفتهاند ، در مقدمه تفسير گفتهايم كه سورههاى مكى ، بيشتر در زمينه جنبههاى عقيدتى و زير بنائى اسلام بحث مىكنند و نيز پيداست كه سورهء مباركه به حكم يك پيام است و به يك بار نازل گشته است .
5 - در اين سوره ، سخن از گوشهاى از نظام خلقت شروع مىشود ، پشت سر آن مسئله آخرت پيش كشيده مىشود كه ( و اللَّه اعلم ) قيامت ادامهء همين زندگى است ، نبايد در وقوع آن ترديد كرد ، آن وقت اشكالى از كفار نقل و جواب داده مىشود ، سپس يك عينيت تاريخى از طاغوتهايى كه در برابر پيامبران ايستادند و هلاك شدند نقل مىشود ، ( فرعون و هلاكت او ) .
آن گاه اشاره به عظمت خلقت آسمانها و زمين و نظامات آن است كه خلقت انسان در مقابل آنها كم مئونهتر است و در آخر با موعظهاى و سؤال و جوابى سورهء مباركه به آخر مىرسد .
به نظر مىآيد سورهء مباركه در زمينه اثبات معاد دو مطلب را پيش كشيده است ، اول : اينكه معاد ادامهء خلقت اين جهان است اين خلقت كه خدا شروع فرموده پايانش به آخرت مىانجامد و هر دو به هم متصل هستند ، معاد يك تحول و انتقالى بيش نيست و خدا آن را خواهد آورد .
دوم : از راه قدرت و توانايى خدا ، خدايى كه اين نظام را به وجود آورده است قادر است كه خلقت را در شكل ديگرى و در قالب ديگرى به وجود بياورد و ادامه دهد ، على هذا تقريب اين سوره در رابطه با مسئله معاد همان تقريب سورهء نبأ است .
6 - علّت نزول سوره را مىتوان از متن آن به دست آورد ، در آيه دهم و ما بعد آن مىخوانيم :
يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً . . .
از اين معلوم مىشود كه مشركان معاد را به مسخره گرفته و آن را غير ممكن قلمداد